افسوس در کدام دنیا بهتر؟؟؟

دشمن دانا به از دوست نادان

یه وقتهایی پای حرف دل بعضی افراد که می شینی چنان آهی از ته دل می کشند که وجود آدم را می سوزونه. خیلی از اینها به گذشته ها و روابطشان و دوستانشان اشاره می کنن و آرزو می کنن ای کاش فلان کار را نمی کردم یا با فلانی دوست نمی شدم. اما من میخوام بگم تأسف خوردن در این دنیا و پشیمانی از گذشته خوبه؛ چون راه جبران داره ولی امان از روزی که قرآن می فرماید:

« وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىَ‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يَالَيْتَنىِ اتخََّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا- يَاوَيْلَتىَ‏ لَيْتَنىِ لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِيلًا» (فرقان آيات 27 و 28)

ترجمه: و (به خاطر آور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان مى‏گزد و مى‏گويد: «اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم! - اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم .

تفسير:

شان نزول: براى اين آيات شان نزولى نقل كرده‏اند كه فشرده‏اش چنين است:

  در عصر پيامبر  دو نفر دوست در ميان مشركان به نام عقبه و ابى بودند هر زمان عقبه از سفر مى‏آمد غذايى ترتيب مى‏داد و اشراف قومش را دعوت مى‏كرد و در عين حال دوست مى‏داشت به محضر پيامبر ص برسد هر چند اسلام را نپذيرفته بود.

روزى از سفر آمد و طبق معمول ترتيب غذا داد و دوستان را دعوت كرد در ضمن از پيامبر اسلام ص نيز دعوت نمود.

هنگامى كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد پيامبر ص فرمود: من از غذاى تو نمى‏خورم تا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من دهى،  عقبه  شهادتين بر زبان جارى كرد.

اين خبر به گوش دوستش  ابى  رسيد، گفت اى عقبه از آئينت منحرف شدى؟ او گفت نه به خدا سوگند من منحرف نشدم، و لكن مردى بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اينكه شهادتين بگويم، من از اين شرم داشتم كه او از سر سفره من برخيزد بى آنكه غذا خورده باشد لذا شهادت دادم! ابى گفت من هرگز از تو راضى نمى‏شوم مگر اينكه در برابر او بايستى و سخت توهين كنى!، عقبه اين كار را كرد و مرتد شد، و سرانجام در جنگ بدر در صف كفار به قتل رسيد و رفيقش  ابى  نيز در جنگ احد كشته شد.

آيات فوق نازل شد و سرنوشت مردى را كه در اين جهان گرفتار دوست گمراهش مى‏شود و او را به گمراهى مى‏كشاند شرح داد .  ( تفسير نمونه، ج‏15، ص: 69)

هیچ کس تنها نیست...

مهربان بی همتا

اگه امروز تصمیم بگیرید که با یکی از مسئولین کشوری ملاقات داشته باشید خیلی بعید که حالا حالاها به  شما وقت بدن ، نه اینکه اون مسئول بنده خدا نخواد وقت بذاره نه خب خیلی ها  از قبل نوبت گرفتند ،کار زیاد و این آقا هم یه نفره محدودیت داره به قول خودمون دو دست که بیشتر نداره  خلاصه برای دیدار با یه مسئول کشوری حتی استانی اینهمه زحمت داره تازه بری درخواستت رو بدی حالا آیا او بتونه جواب بده یا نه بماند ولی شما یه آقایی داری با اینکه برای همه آقایی می کنه، بدون وقت قبلی برای تو ، هر وقت که تو بخوای وقت داره همین نزدیکی هاست کافی صداش بزنی ...

وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنىّ‏ِ فَإِنىّ‏ِ قَرِيبٌ  أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ  فَلْيَسْتَجِيبُواْ لىِ وَ لْيُؤْمِنُواْ بىِ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقره /186)

هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند) ترجمه مكارم شيرازي

تفسير :  برخى افراد از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مى‏پرسيدند: خدا را چگونه بخوانيم؟ آيا خدا به ما نزديك است كه او را آهسته بخوانيم و يا اينكه دور است كه با فرياد بخوانيم؟! اين آيه در پاسخ آنان نازل شد.

دعا كننده، آن چنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در اين آيه، هفت مرتبه خداوند تعبير خودم را براى لطف به او بكار برده است (تفسير نور)

جالبترش اینکه می فرماید:  بنده های من ، مرو جواب بدید  فَلْيَسْتَجِيبُواْ لىِ یعنی بنده چی کار می کنی ،  از من بخواه دیگه   انگاری خدا خواسته ازش بخوایم یعنی او دعوتمون کرده وما داریم جواب می دیم

خدایا تو از من نخواسته بودی هم من سر تا پا درخواستم می اومدم برای چی از من می خوای بیام

نکنه می خوای شرمندگی  خواستن رو از من برداری بگی این ها که خود سرانه  نیومدند من دعوتشون کردم اومدند خدایا چقدر تحویلمون گرفتی از این تحویل گرفتن شرمندتم.

پرده ها می افتد...

پرده ها پوشان به ما

 لقمان حكيم، مدّتي غلام ( و برده) بود. مولايش ثروت و باغ و ملك فراوان داشت و داراي غلامان متعدد بود. در ميان غلامان او، لقمان قيافه اي سياه و تيره داشت، ولي در سيرت و معرفت، سرآمد همه بود:

بود لقمان در غلامان چون طُفَيْل ....... پرمعاني، تيره صورت همچون ليل

از آنجا كه مولايش، ظاهربين بود، غلامان ديگر را بر لقمان ترجيح مي داد؛ مثلاً، آنها را براي ميوه چيدن و ميوه آوردن به باغ مي فرستاد، ولي لقمان را بر كارهاي پست (مانند جارو كردن) مي گماشت و همين روش او باعث مي شد كه غلامان نيز به لقمان به نظر كوچكي مي نگريستند و گاهي او را آزار مي دادند. در يكي از موارد، مالك غلامان، آنها را براي آوردن ميوه به باغ فرستاد. آنها به باغ رفتند و ميوه هاي مختلف چيدند و آوردند، ولي در غياب مالك، آن ميوه ها را خوردند. بعد كه مالك آمد و تقاضاي ميوه ي تازه كرد، غلامان به دروغ گفتند: « ميوه ها را لقمان خورد.» مالك از آن پس، با نظر خشم آلود به لقمان مي نگريست و با او بدرفتاري مي كرد:

خواجه را گفتند: لقمان خورد آن ........ خواجه برلقمان ترش گشت و گران

لقمان بفراست دريافت كه راز ناسازگاري مالك با او چيست؟ نزد مالك رفت و چنين پيشنهاد كرد: اي صاحب من! ما را امتحان كن! اين گونه كه به همه  ي ما مقداري فراوان، آب داغ بخوران و بعد سوار اسب بشو و به سوي بيابان بتاز و فرمان بده تا ما پياده به دنبال تو بدويم و با اين روش، راز را كشف كن:

امتحان كن جمله ما را اي كريم ......... سيرمان در ده تو از آب حميم

بعد از آن ما را به صحراي كلان ......... تو سواره ما پياده در دوان

آنگهان بنگر تو بد كردار را ......... صُنع هاي كاشف اسرار را

مالك، همين امتحان را كرد. غلامان همه به دنبال اسب مي دويدند. آنها كه ميوه ها را خورده بودند، بر اثر دويدن، حالشان متغيّر شد و ميوه ها را قي كردند، ولي از دهان لقمان جز آب صاف، چيزي بيرون نيامد:

چونكه لقمان را درآمد قي زناف ....... مي برآمد از درونش آب صاف

به اين ترتيب، راز… كشف شد و براي مالك، معلوم شد كه ميوه ها را غلامان خورده اند – نه لقمان. غلامان شرمسار شدند و لقمان، روسفيد گشت. وقتي كه حكمت لقمان، رازها را فاش بكند، پس حكمت خدا چيست؟ پس غافل مباش كه روز قيامت نيز خائنان از پاكان اين گونه مشخص مي گردند و رازها فاش مي شوند. با اين كه مجرمان به فاش شدن آنها بي ميل هستند:

حكمت لقمان چوتاند اين نمود؟....... پس چه باشد حكمت ربّ الوجود

يَوْمَ تُبْليَ السَّرائر كُلُّها ....... بانَ مِنْكُمْ كامِنٌ لايَشْتَهي

به اين ترتيب زمستان رفت و روسياهي براي زغال ماند.

نار از آن آمد عذاب كافران ........ كه حَجَر را نار باشد امتحان

داستان های مثنوی نوشته ی اشتهاردي

چقدر به فکر هستیم ؟؟؟

کاش همه اینطور باشند حتی مسئولین

انسان گاهی وقتها از کار بعضی افراد واقعا لذت میبره؛ چقدر بعضیها برای تربیت فرزندشان اهمیت قائلند و چه ابتکاراتی در این زمینه به خرج میدهند.

یکی از دبيران قوي و نيرومند مدارس قم مي‌گويد: آن روزهايي كه دبير بودم، آقايي آمد گفت: من مي خواهم بهترين شاگرد مدرسه را كه نماز خوان و دين‌دار باشد و درس او هم خوب باشد را پيدا كنم گفتم: تو به بچّه هاي مردم چكار داري؟ بچّه خودت اين مدرسه است؟ گفت: چرا بچه‌هاي من اينجا هستند ولي مي‌خواهم يك بچه نمونه اينجا پيدا كنم. گفتم: منظورت چيست؟ گفت: قبل از اينكه بچه من رفيق بگيرد من مي‌خواهم با خانواده اين بچّه رفيق شوم و رفت و آمد کنم و بدون اینکه بچه را اجبار ‌كنم اين رفيق خوب را در جلوي او قرار بدهم تا انتخاب كند. (داستان تربيتي ص 476 تا 77)

با بدان كم نشين كه صحبت بد ........ گر چه پاكي، تو را پليد كند

   (گلستان سعدي)

پسر نوح با بدان بنشست .......... خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب كهف روزي چند ........ پي مردم گرفت و مردم شد

بعد از انتخابات...

انشاالله خیر است

رسول اکرم(صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه): المؤمن کیّس فطن حذر.

مومن زیرک هشیار و بیدار است.

جامع الاخبار، ص85

به لطف خدا بدون مشکل این حماسه سیاسی به سرانجام رسید و رئیس چاهار ساله جمهور هم با رای بالائی انتخاب شد .

ب از دیشب تا حالا که این خبر قطعی شده خیلی ها ازم می پرسن حالا چی میشه؟؟ یعنی بر می گردیم به دوران اصلاحات و دوباره بی بند و باریهای قدیم؟دوباره توهین علنی به مقدسات؟دوباره شاهد پیر شدن رهبر از برخی امور و...

منم در حد خودم جواب میدادم شاید بد نباشه شمام بخونین:

1. این انتخاب به خاطر عملکرد دوسال اخیر بود که واقعا مردم رو برگردوندن از این شعار ها و حرفهای این تیپی...

2. بعضی وقتا آدم باید مریض بشه تا قدر سلامتی رو بدونه(واقعاً تو این هشت سال چه کار کردیم که به درد امام زمانمون بخوره،ولی تو دوران اصلاحات خیلی می دوئیدیم تا یه کاری انجام بدیم،نه؟) .

3. خدا تو قرآن می فرماید :خدا تغییری درباره قومی انجام نمیدهد مگر آنکه خودشان تغییر انجام دهند ( البته خدا هم کمک می کند ) .پس خودمان خواستیم چنین شود و باید تحمل کنیم.

و کلام آخر :

انشاالله ایشون به اون سبک عمل نکنند و به دنبال رضایت امام زمان باشن.

هرچه نتیجه انتخابات شد محترم...

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

یکی از نعمتهائیکه خدا به پیامبرانش داده و میتوان گفت مافوق همه معجزات آنها است (نمونه ج27 ص123) و یکی از رموز موفقیت آنهاست شرح صدر است. قرآن میفرماید:

فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشرَْحْ صَدْرَهُ لِلْاسْلَامِ  وَ مَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يجَْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فىِ السَّمَاءِ  كَذَالِكَ يجَْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلىَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ  (انعام/ 125)

پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براى [پذيرفتن‏] اسلام مى‏گشايد و كسى را كه [به خاطر لجاجت و عنادش‏] بخواهد گمراه نمايد، سينه‏اش را چنان تنگ مى‏كند كه گويى به زحمت در آسمان بالا مى‏رود خدا اين گونه پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‏آورند، قرار مى‏دهد.

در آيه فوق سعه صدر (گشادگى سينه) يكى از مواهب بزرگ و ضيق صدر (تنگى سينه) يكى از كيفرهاى الهى شمرده شده است، همانطور كه خداوند در مقام بيان يك موهبت عظيم به پيامبر خود مى‏گويد، أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه تو را وسيع و گشاده نساختيم .

و اين موضوعى است كه با مطالعه در حالات افراد به خوبى مشاهد مى‏شود، بعضى روحشان آن چنان باز و گشاده است كه آمادگى براى پذيرش هر واقعيتى- هر چند بزرگ باشد- دارند، اما به عكس بعضى روحشان آن چنان تنگ و محدود است كه گويا راهى و جايى براى نفوذ هيچ حقيقتى در آن نيست. افق ديد فكرى آنها محدود به زندگى روزمره و خواب و خور آنها است، اگر به آنها برسد همه چيز درست است و اگر كمترين تغييرى در آن پيدا شود گويا همه چيز پايان يافته و دنيا خراب شده است!.

هنگامى كه آيه فوق نازل شد از پيامبر ص پرسيدند شرح صدر چيست؟

پيامبر ص فرمود: نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء فينشرح له صدره و ينفسح‏

:  نورى است كه خدا در قلب هر كس بخواهد مى‏افكند و در پرتو آن، روح او وسيع و گشاده مى‏شود .

پرسيدند: آيا نشانه‏اى دارد كه با آن شناخته شود؟

فرمود: نعم، الانابة الى دار الخلود و التجافى عن دار الغرور و الاستعداد للموت قبل نزول الموت‏

  آرى نشانه‏اش توجه به سراى جاويدان و دامن‏ بر چيدن از زرق و برق دنيا و آماده شدن براى مرگ است (با ايمان و عمل صالح و تلاش و كوشش در راه حق) پيش از آنكه مرگ فرا رسد.  (تفسیر نمونه ج5 ص436)

روز انتخابات روز

سرنوشت مردم ایران

تا انتخابات ...

جشن تکلیف سیاسی

حضور جوانان در صحنه‌های انتخابات این کشور در طول زمان، یک حضور شاد و مؤثر و تعیین‌کننده بوده؛ حالا هم باید همین‌طور باشد. در آینده نه چندان دوری - حدود دو سه ماه دیگر - ما انتخابات داریم. جوان ما باید به مسأله‌ی مثل انتخابات، به چشم یک عمل صالح و یک کارِ بزرگ نگاه کند. در واقع انتخابات برای جوانان ما که برای اول بار وارد این صحنه می‌شوند، جشن تکلیف سیاسی است. جشن تکلیف عبادی روزی است که انسان مکلف می‌شود و نماز می‌خواند. جشن تکلیف سیاسی روزی است که برای اول بار می‌رود نقش خود را برای انتخاب یک فرد، یا به عنوان نماینده مجلس، یا به عنوان نماینده در شورای شهر، یا به عنوان رئیس جمهور ایفا می‌کند؛ این‌ها خیلی با ارزش است.

بیانات رهبری در دیدار اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان 24/12/1383

تا انتخابات...

توصیه های  انتخاباتی ره بر

مسئله بعدی در انتخابات این است که مردم سعی کنند صالح‌ترین را انتخاب کنند. آن کسانی که نامزد ریاست جمهوری می‌شوند و در شورای نگهبان صلاحیت آن‌ها زیر ذره بین قرار می‌گیرد و شورای نگهبان صلاحیت آن‌ها را اعلام می‌کند، این‌ها همه‌شان صالحند. اما مهم این است که شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‌ترین را پیدا کنید. این جا جایی نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفاء کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید. بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‌گونه نظری ابراز نمی‌کنم؛ اما شاخصه­هایی وجود دارد. بهترین، آن کسی است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافی­گری خودش نباشد.

آفت بزرگ ما اشرافی­گری و تجمل‌پرستی است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافی­گری باشد، مردم را به سمت اشرافی­گری و به سمت اسراف سوق خواهد داد. اینی که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف است، یعنی امسال سالی است که ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه کند. نمی­گوییم به کلی و یکباره و در طول یک سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع‌بین‌تر از این هستیم؛ میدانیم این کار مال سالیان پی در پی است و باید کار بشود تا به این فرهنگ برسیم؛ باید این کار را شروع کنیم.

یکی از اساسی‌ترین کارها برای اینکه ما جلوی اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافی­گری نباشند. چطور می‌توانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوییم اسراف نکنید؛ « أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ » (بقره: 44)؛ « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ . كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ »( الصف: 2و3). اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادی انتخاب کنیم که مردمی باشند، ساده‌زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمی است. آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آنچه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پای صندوق انتخابات بروید و خدای متعال اجر خواهد داد.

بیانات در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج 22/2/1388

مومن گرفتار

راز گرفتاری ها

برخي متدينين گاهي سوال مي كنند :ما كه خدا رو قبول داريم و اهل نماز و روزه و محراب و منبريم ، چرا اينقدر  بلا و گرفتاري برامون پيش مي آيد ؟

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ (عنکبوت:2)

تفسير:

1. يفتنون  از ماده  فتنه  در اصل به معنى گذاشتن طلا در آتش براى شناخته شدن ميزان خلوص آن است، سپس به هر گونه آزمايش ظاهرى و معنوى اطلاق شده است. تفسير نمونه

2.جالب اينكه در حديثى كه در اصول كافى از بعضى از معصومين در تفسير آيه أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ آمده چنين مى‏خوانيم:

يفتنون كما يفتن الذهب، ثم قال يخلصون كما يخلص الذهب!:

  آزمايش مى‏شوند همانگونه كه طلا در كوره آزمايش مى‏شود، و خالص مى‏شوند همانگونه كه فشار آتش ناخالصيهاى طلا را از بين مى‏برد و آن را خالص مى‏كند. تفسير نمونه

تا انتخابات ...

  امام خمینی(قدس سره):

يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‏ها هم باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و به‏ طور كلى در زمينه اجتماعى و سياسى فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيرى باشد، اين فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست و نمى‏تواند زمام جامعه را به دست گيرد.

 صحيفه نور، ج‏21، ص178و177 

تا انتخابات ...

سه نکته انتخاباتی خطاب به مردم، کاندیداها، دشمنان

·         - مردم به خاطر اينكه اين به آن علاقه‌مند است، اين به آن علاقه‌مند است با هم كدورت بيجا درست نكنند.

·       - آن كسى كه يا از بيت‌المال هزينه ميكند، يا از پول مشتبه به حرامِ بعضى‌ها استفاده ميكند، نميتواند اطمينان مردم را جلب كند.

·        - دشمنان سعى ميكنند مردم را نسبت به اين انتخابات دلسرد كنند. چون اگر حضور پرشور باشد براى آنها گران تمام خواهد شد.

تا انتخابات ...

توصیه های معمار انقلاب

امام خمینی(قدس سره):

ملت شريف و مبارز ايران!

دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبليغات زهرآگين خود را شروع كردند، و چنين وانمود مى‏كنند كه مردم در اين انتخابات بى‏تفاوتند و به سردى و سستى گراييده‏اند؛ مى‏خواهند شما را متهم كنند كه از جمهورى اسلامى رو برگردانيده­ايد. از شما ملت مبارز انتظار دارم كه با شركت همگانى خود ياوه سرايان را رسوا كنيد... . ملت عزيز مسلمان! از اسلام و كشور اسلامى پاسدارى كنيد، و به سوى صندوق آرا هجوم آوريد. والسلام عليكم و رحمه‌اللَّه و بركاته.

 صحيفه نور، ج‏9، ص259