عاشق صادق
شخصی نقل می کند : جوان بودم، علامهی اميني صاحب الغدير بيمار بود. از عراق به بیمارستانی در تهران آمده بود. رفتم دستش را بوسيدم. گفتم: شما كه يار باوفاي اميرالمؤمنين هستيد! شما چرا بايد در بيمارستان باشيد؟ گفت: علي ،علي ،آقا آقا آقا ...! دیدم واقعاً عاشق است .
«تلخيها هم نزد اولياي خدا شيرين است»