یاد ایام...

سالروز رحلت اسوه صبر و فضیلت

روح تقوی و اخلاص و عبودیت

علمدار عشق و بصیرت

امام خمینی(رحمه اللّه)

تسلیت باد.

خودم کردم که ...

هرچه کنی به خود کنی

وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ  (شوری/30)

اين آيه به خوبى نشان مى‏دهد مصائبى كه دامنگير انسان مى‏شود يك نوع مجازات الهى و هشدار است (هر چند استثنائاتى دارد كه بعد به آن اشاره خواهد شد) و به اين ترتيب يكى از فلسفه‏هاى حوادث دردناك و مشكلات زندگى روشن مى‏شود.

جالب اينكه در حديثى از امير مؤمنان على علیه السلام مى‏خوانيم: كه پيامبر گرامى خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

خير آية فى كتاب اللَّه هذه الاية! يا على! ما من خدش عود، و لا نكبة قدم الا بذنب، و ما عفى اللَّه عنه فى الدنيا فهو اكرم من ان يعود فيه و ما عاقب عليه فى الدنيا فهو اعدل من ان يثنى على عبده:

" اين آيه (آیه فوق) بهترين آيه در قرآن مجيد است، اى على! هر خراشى كه از چوبى بر تن انسان وارد مى‏شود و هر لغزش قدمى، بر اثر گناهى است كه از او سر زده و آنچه خداوند در دنيا عفو مى‏كند، گرامى‏تر از آن است كه (در قيامت) در آن تجديد نظر فرمايد و آنچه را كه در اين دنيا عقوبت فرموده، عادلتر از آن است كه در آخرت بار ديگر كيفر دهد"! و به اين ترتيب اينگونه مصائب علاوه بر اينكه بار انسان را سبك مى‏كند  او را نسبت به آينده كنترل خواهد نمود.    ( تفسير نمونه، ج‏20، ص: 44)

تا انتخابات ...

ملاک انقلابی بودن

جوانهای امروز ما، جوانهای نسل معاصر ما و جوانهائی که در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهی است که احتیاج دارد به عزم، به ایمان، به ثبات قدم. بعضی این ثبات قدم را دارند، بعضی در بین راه برمی‌گردند؛ البته این‌ها به ضرر خودشان عمل می‌کنند؛ آن کسانی که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ می‌کنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام می‌شود؛ افطار می‌کنند.

 این مثل همان کسی است که از اولِ روز، روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر زمانی از ساعات روز باشد، ابطال روزه است. در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگی حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع می‌شود. این بی‌وفائی به انقلاب است. همیشه بودند کسانی که به انقلاب بی‌وفائی کردند، به انقلاب دل‌بستگی خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند. وصیت امام این است که جوان ما، مردم ما، نسلهای گوناگون ما، با چشم واقع‌بینانه نگاه کنند. اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابی بودن به حفظ رابطه‌ی خود و عمل خود و پیوستگی خود با انقلاب است.

بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1387

بدون دوست بودن

احساس بوي بد گناه

آن كس كه ريشه بدي دارد، اولين آسيب را خود احساس مي‏كند. مگر اين كه بر اثر سُكر طبيعت، مسموم و بر اثر لذّت جواني، مقام، پُست و رياست مزكوم باشد و زُكام، شامّه او را بسته باشد؛ اما زُكام امري عارضي و زوال پذير است. اگر بدن، عرق آلود بود و انسان مدّتي با بدن آلوده زندگي كرد بالاخره روزي شامّه‌ش باز مي‏شود و اولين كسي كه بوي بد عرق بدن، را استشمام مي‏كند، خود اوست.

آبروي انسان را مي‏برد و بسيار بدبوست. دهان بدبو يا لباس بدبو با شستشوي ظاهري پاكيزه مي‏شود؛ اما اگر جان، بدبو شد راهي براي ترميم آن وجود ندارد.

از اين رو انبيا پيش از هر چيز سعي كردند ياد خدا را در دلها زنده كنند، ياد خدا بر هر چيز، حتي بر ياد خود انسان هم، مقدّم است؛ زيرا خدا به ما از خود ما هم نزديكتر است؛ گرچه بحسب ظاهر در سير صعود انسان، ابتدا خود و سپس خدا را مي‏شناسد: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» ولي وقتي مسير خود را تحليل كند، مي‏بيند معنا اين نيست كه اگر كسي خود را بشناسد، خدا را مي‏شناسد؛ بلكه اين است كه اگر كسي خود را بشناسد، معلوم مي‏شود قبلاً خداي خود را شناخته، چون متن حديث «... يعرف ربّه» نيست، گويا فرموده: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه سابقاً علي معرفة نفسه» زيرا خدا بر ما مقدّم و به ما از خود ما هم نزديكتر است.

 

تا انتخابات ...

پیام به تاریخ

در حقيقت، امام حسين اگرچه با يزيد مبارزه مى‌كند، اما مبارزه گسترده تاريخى وى با يزيدِ كوته‌عمرِ بى‌ارزش نيست؛ بلكه با جهل و پستى و گمراهى و زبونى و ذلّت انسان است اگر به تحليل ظاهرى قضيه نگاه كنيم، اين قيام، قيام عليه حكومت فاسد و ضدّ مردمى يزيد است؛ اما در باطن، يك قيام براى ارزشهاى اسلامى و براى معرفت و براى ايمان و براى عزت است. براى اين است كه مردم از فساد و زبونى و پستى و جهالت نجات پيدا كنند. لذا ابتدا كه از مدينه خارج شد، در پيام به برادرش محمّدبن‌حنفيه - و در واقع در پيام به تاريخ - چنين گفت: «انّى لم اخرج اشرا و لابطرا و لامفسدا و لاظالما»؛ من با تكبّر، با غرور، از روى فخرفروشى، از روى ميل به قدرت و تشنه قدرت بودن قيام نكردم؛ «انّما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدّى»؛ من مى‌بينم كه اوضاع در ميان امت پيامبر دگرگون شده است؛ حركت، حركت غلطى است؛ حركت، حركت به سمت انحطاط است؛ در ضد جهتى است كه اسلام مى‌خواست و پيامبر آورده بود. قيام كردم براى اين‌كه با اينها مبارزه كنم.

بندگی خدا،آسودگی خیال

همه از خدائیم...

دنیا دست خداست ، رفقا قدم اول که بفهمیم دنیا در خدمت ماست اینه ، که تو همیشه تمام اتفاقات عالم را نفع خودت ببینی ، زیاد حواست باشه که عالم در دست خداست.

خدا که مهربان است ، خدا که نمیخواهد تو را زمین بزند ، اینها را میدانی و قبول داری که خدا دوستت داری ، فقط کافیست بدانی عالم دست خداست و هیچ حادثه ای به ضرر تو نیست ، تلخ یا شیرین دنیا خدمتگزار انسان است ، دنیا وسیله ی گفتگوی خدا با ماست و دنیا وسیله معامله ی ماست با خدا ، خدا با دنیا با ما حرف میزند ، با این حادثه ها که پیرامون ماست.

اگر کمی گوش بدهید کم کم صدای خدا را هم میشنوید، دستش را هم میبینی ، کم کم میتوانی پیش بینی کنی ، کم کم علت حادثه ها را درک میکنی ، خیلی راضی، خیلی آرام ، خیلی مطیع حرکت خواهی کرد.

تا انتخابات ...

جعلی دانستن اسرائیل

یک عده قدرتمند که در رأس آن‌ها اول انگلیس بود، بعد هم آمریکا ملحق شد، دنباله‌روِ آن‌ها هم کشورهای غربی، آمده‌اند می‌گویند کشور فلسطین و ملت فلسطین باید حذف بشوند تا به جای آن، کشوری به نام اسرائیل و ملت جعلی‌ای به نام ملت اسرائیل به وجود بیاید. این یک حرف؛ یک حرف دیگر هم در مقابلش هست که حرف امام است؛ می‌گوید: نه، این واحد جعلی و تحمیلی باید حذف شود؛ به جای آن، ملت اصلی و کشور اصلی و واحد جغرافیائی اصلی سر کار بیاید.

از این دو حرف، کدام منطقی است؟ آن حرفی که متکی به سرنیزه و سرکوب است و می‌خواهد یک نظام سیاسی را، یک واحد جغرافیائیِ تاریخی را با چند هزار سال سابقه، به کلی از صحنه‌ی جغرافیا حذف کند، این منطقی است یا آن حرفی که می‌گوید نه، این واحد اصلی جغرافیائی باید بماند، آن واحد جعلی و تحمیلی باید از بین برود؟ امام این را می‌گفت. این منطقی‌ترین حرفی است که در باب اسرائیل غاصب و در باب مسئله‌ی فلسطین می‌شود گفت.

 امام این را گفت؛ صریح هم این را بیان کرد. حالا اگر کسی این حرف را به اشاره هم بیان کند، یک عده‌ای که مدعی خط امامند، می‌گویند آقا چرا این حرف گفته شد!؟ خوب، این حرف امام است؛ این منطق امام است؛ این منطق صحیح است؛ همه‌ی مسلمانان عالم، همه‌ی آزادگان عالم، ملتهای بی‌طرف باید این حرف را قبول کنند و بپذیرند. این، درست است. این، موضع امام است.

بیانات مقام معظم رهبری در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1389

خونه تکونی دل

امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی

 

از راههای غفلت زدایی ذکر خداست. اینکه انسان همیشه به یاد خدا باشد و بداند زیر ذره بین خدا قرار دارد غفلت را از بین میبرد. در حدیث قدسی آمده:

أيُّما عَبدٍ اِطَّلَعتُ عَلى قَلبِهِ فَرَأيتُ الغالِبَ علَيهِ التَّمَسُّكَ بِذِكرِي تَوَلِّيتُ سياسَتَهُ و كنتُ جَلِيسَهُ و مُحادِثَهُ و أنِيسَهُ.

هر گاه به دل بنده اى سر زنم و ببينم كه ياد من بر آن چيره گشته است، تربيت او را خود به عهده گيرم و همنشين و همسخن و همدم او شوم.

راه دیگر این است که زیاد به قبرستان و زیارت اهل قبور برویم تا خیلی به خوشی دنیا دل نبندیم و از محرومیتهای آن نگران نشویم و همیشه به فکر مرگ و آخرت باشیم.

راه سوم دوستی و همنشینی با اهل ذکر و شرکت در جلسات دعا و دوری از افراد غافل و هرزه است که بسیار تأثیر دارد.

راه چهارم هم مداومت بر اذکار و ادعیه وارده برای زمانهای مختلف و قرائت قرآن است.