دشمن دانا به از دوست نادان

یه وقتهایی پای حرف دل بعضی افراد که می شینی چنان آهی از ته دل می کشند که وجود آدم را می سوزونه. خیلی از اینها به گذشته ها و روابطشان و دوستانشان اشاره می کنن و آرزو می کنن ای کاش فلان کار را نمی کردم یا با فلانی دوست نمی شدم. اما من میخوام بگم تأسف خوردن در این دنیا و پشیمانی از گذشته خوبه؛ چون راه جبران داره ولی امان از روزی که قرآن می فرماید:

« وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىَ‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يَالَيْتَنىِ اتخََّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا- يَاوَيْلَتىَ‏ لَيْتَنىِ لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِيلًا» (فرقان آيات 27 و 28)

ترجمه: و (به خاطر آور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان مى‏گزد و مى‏گويد: «اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم! - اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم .

تفسير:

شان نزول: براى اين آيات شان نزولى نقل كرده‏اند كه فشرده‏اش چنين است:

  در عصر پيامبر  دو نفر دوست در ميان مشركان به نام عقبه و ابى بودند هر زمان عقبه از سفر مى‏آمد غذايى ترتيب مى‏داد و اشراف قومش را دعوت مى‏كرد و در عين حال دوست مى‏داشت به محضر پيامبر ص برسد هر چند اسلام را نپذيرفته بود.

روزى از سفر آمد و طبق معمول ترتيب غذا داد و دوستان را دعوت كرد در ضمن از پيامبر اسلام ص نيز دعوت نمود.

هنگامى كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد پيامبر ص فرمود: من از غذاى تو نمى‏خورم تا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من دهى،  عقبه  شهادتين بر زبان جارى كرد.

اين خبر به گوش دوستش  ابى  رسيد، گفت اى عقبه از آئينت منحرف شدى؟ او گفت نه به خدا سوگند من منحرف نشدم، و لكن مردى بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اينكه شهادتين بگويم، من از اين شرم داشتم كه او از سر سفره من برخيزد بى آنكه غذا خورده باشد لذا شهادت دادم! ابى گفت من هرگز از تو راضى نمى‏شوم مگر اينكه در برابر او بايستى و سخت توهين كنى!، عقبه اين كار را كرد و مرتد شد، و سرانجام در جنگ بدر در صف كفار به قتل رسيد و رفيقش  ابى  نيز در جنگ احد كشته شد.

آيات فوق نازل شد و سرنوشت مردى را كه در اين جهان گرفتار دوست گمراهش مى‏شود و او را به گمراهى مى‏كشاند شرح داد .  ( تفسير نمونه، ج‏15، ص: 69)