آرامش واقعی

یکی از گمشده های واقعی این زمان انسان، آرامش است.انسان فطرتا به دنبال آرامش است.چه انسانی که آدمی است و چه انسانی که الهی نیست،فطرتا به

دنبال آرامش هستند.ابزار مختلف کسب آرامش تجربه شده در دنیا عبارتند از:

1. به دست آوردن پول.
2. آرامش در مقام.
3. آرامش در محبت و کسب محبت مردم(شناخته شدن،شهرت و محبوبیت).
4. آرامش در انزوا و خلوت مانند برخی از افراد که به دنبال عرفان،گوشه نشینی و دوری از جمعیت هستند.

آرامش بشر در انزوا تامین می شود و یا در موارد فوق؟ وقتی که دقت می کنیم، می بینیم که هیچ یک از موارد فوق چاره درد بشر نیست.عده ای آرامش را در موسیقی مطرح کردند و از این موسیقی به دو صورت استفاده کردند:

1. موسیقی ملایم.
2. موسیقیی که آنقدر به انسان فشار بیاورد که تمام غمهای او را از مغزش بیرون بریزد(مانند جاز و غیره).

عده ای نیز کوس بی عاری و بی خیالی را سر دادند(غفلت)؛
اما این نوع از آرامش یک نوع تخدیر و رخوت روحی است. از هر چیزی که تنش زا است پرهیز می کنند و از عالمهای سیاست و پر تنش فرار می کنند.

عده ای نیز پای عشق را وسط کشیده اندتا به آرامش برسند و عده دیگری نیز به مواد الکلی و مخدر جهت کسب آرامش روی آورده اند.

« الا بذکرالله تطمئن القلوب »

تمام موارد فوق را باید با این قسمت تلفیق نمود.انسانی که به دریای عظمت الهی وصل است، هیچ مشکل مادی و معنوی نمی تواند آرامش  او را بهم بزند که این آرامش حقیقی است.

آرامش مادی و معنوی در کسانی وجود دارد که خدای خود را می شناسد.انسانهایی هستند که ذکرهای اللهی در وجود آنها تجلی کرده است (بطور نمونه برخی از رزمندگان در زمان جنگ ).انسان باید به خداوند اعتقاد داشته باشد و از عمق وجود به معارف اللهی درون خود معتقد باشد.پیوندهایی که از بالا به خداوند متصل می گردد هیچگاه گسسته نخواهد شد.

  معلوم نیست که بتوان به آرامش حقیقی در این دنیا دست یافت.به فرمود حضرت علی(ع)مرگ تنها راهی است که انسان را به آرامش می رساند.در نهایت ایشان فرمودند که انسان در وجود خویش چیزهایی را گم کرده است جز با مرگ به آنها نمی رسد.

این دنیا دار قرار نیست.انسان با همان دیدی که نسبت به خدا دارد از دنیا می رود.

عبرت های عاشورا

بعد رحلت پیامبر جامعه نه تنها از بعد سیاسی که از نظر تربیتی، جامعه با رکود مواجه شد و حتی به قهقرا و جاهلیت بازگشت. لذا امیرالمؤمنین وقتی به خلافت رسید، فرمود:‌ الآن زمانه‌ی ما مانند زمانه‌ی بعثت رسول خداست. به‌دنبال فتوحات اسلامی، منابع درآمد مردم زیاد شد. نیاز بود که مردم با تربیت دینی بیاموزند که چگونه باید از نعمات دنیا درست استفاده کنند، اما چنین تربیتی در کار نبود و انسان‌ها تبدیل شدند به «عبیدالدنیا». وقتی عبیدالدنیا شدند، خیلی راحت جلوی امام حسین علیه‌السلام قرار گرفتند. اینجا نکته‌های عبرت‌آموز بسیار مهمی هست.
 
اولاً آن‌ها که مقابل امام حسین علیه‌السلام قرار گرفتند، بیشترشان امام حسین را خوب می‌شناختند و همان‌طور که گفتیم، حتی به سطحی از علاقه‌مندی به سیدالشهدا نیز رسیده بودند. فرزدق به خود سیدالشهدا عرض می‌کند:‌ «قلوب الناس معک و اسیافهم علیک»؛ قلب‌هایشان همراه توست، اما شمشیرهایشان برضد توست. در سپاه کوفه، بعضی دعا می‌کردند که خدایا خودت حسین‌بن‌علی را نصرت کن. عصر عاشورا آمدند و شروع کردند به غارت زیورآلات زنان اهل‌بیت علیهم‌السلام. دیدند یکی از این‌ها دارد از دست دختربچه‌ای چیزی را درمی‌آورد و در همان حال، گریه هم می‌کند. ‌ گفتند چرا گریه می‌کنی؟ گفت چرا گریه نکنم؟ دارم دختر رسول خدا را غارت می‌کنم! گفتند خب غارت نکن. گفت اگر من نکنم، بقیه می‌آیند. یعنی آن‌ها از نظر شناخت و باور و حتی از نظر قلبی مشکلی نداشتند، اما بنده‌ی دنیا شده بودند. این خیلی عبرت‌آموز است که کسی که دنیاگرا شد، گاه مقابل حقی می‌ایستد که آن را کاملاً می‌شناسد و حتی به آن علاقه‌مند است.
 
ثانیاً بنا به گزارش قطعی تاریخ، آن‌ها که در کربلا به هوای دنیا آمدند، چیز چندانی نصیب‌شان نشد. جوایزی که دریافت کردند بسیار ناچیز بود و اموالی که غارت کردند در مقایسه با آن تعداد فراوانی که داشتند، چیزی نبود. این عبرت بزرگی است؛ یعنی اگر کسی برای رسیدن به دنیا یا برای حفظ دنیا، از حق انحراف پیدا کرد و حق را نادیده گرفت، از دنیا هم چیزی نصیبش نمی‌شود.

به یاد سه ساله

امشب شب شهادت سه ساله امام عاشوراست.

امسال شب سوم محرم با بغل گرفتن دختر دوسال و نیمه ام  روضه دختر سه ساله سیدالشهدا را خواندم و چقدر برای من و مادرش و هیات رزمندگان سخت بود و به یاد ماندنی.

ذره ای از داغ را فهمیدم ،آن موقعی که دستم را مقابل صورت دخترم گرفتم تا بگویم دست مرد بزرگسال کجا و صورت سه ساله و بغض گلویم را گرفت و صدای ناله بلند شد

شنیدنی بود دیدنی

امروز بیست خادم برای موکب امام رضا در عمود 285 اعزام کردیم و دلم سوخت.

رفتند تا روز شهادت سه ساله به جدش امیرالمومنین و پدرش سیدالشهدا تسلیت بگویند و بیابان نشین شوند تا در عزای سه ساله قدری سهیم باشند.

اللهم ارزقنا

اصحاب امام حسين (ع) اَبَرّ هستند

در متون مختلف تاريخي نقل کرده اند که در غروب تاسوعا، امام حسين اصحاب را جمع کرند و در يک خطبه حماسي اين عبارت را فرمودند : " من وفادار تر و بهتر از اصحاب خود کسي را نمي شناسم"

از آنجا که امام حسين(ع) شامل آيه تطهير (احزاب33) است، انگيزه تهييج ياران را ندارد. وقتي شخصي را با صفت برتر معرفي مي کنند در واقع با کسي که اين خصوصيت را دارد مقايسه مي کنند. يعني خوب را با خوب تر مقايسه مي کنند. لذا امام حسين که معصوم است و فقط خدا را در نظر مي گيرد، وقتي مي فرمايد از شما برتر نديدم، يعني اصحاب خود را با اصحاب پيامبر وحضرت امير (ع) و امام حسن (ع) و امامان بعدي مقايسه مي کنند. آنها را با سپاه شام مقايسه نمي کنند چون آنها که اصلا در خير نيستند. به تعبير شهيد مطهري، امام آنهارا با ياران انبياء سلف مقايسه مي کنند و خطاب به اصحاب خود مي فرمايند: شما قابل قياس با هيچ يک از اصحاب انبياء سلف و پيامبر و امامان نيستيد.

نکته: ممکن است اين سؤال ايجاد شود که از آنجا که حضرت امير (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع)، از ياران پيامبر به حساب مي آيند، آيا اصحاب کربلا از اين حضرات نيز بالاترند؟ در مقام پاسخ مي گوييم اين حضرات از اهل بيت هستند و از اصحاب جدا هستند. همانطور که فرزندخليفه دوم نيز اقرار داشته که در جلسه اي اسم اصحاب را مي گفت و نام پدرش و ابوبکر و سلمان و بقيه را گفت. به او گفتند: علي را نام نبردي؟ گفت: علي از اهل بيت است وکسي را نبايد با او مقايسه کرد.

قرآن کريم به چه کسي بِرّمي گويد که اصحاب امام حسين برتر از بِرّ هستند؟

قرآن در سوره بقره آيه177 صاحب بِرّ را معرفي مي کند: " اينکه صورت خود را به مشرق و مغرب بچرخاني خوبي نيست، فرد خوب کسي است که ايمان به خدا داشته و به روز قيامت و ملائکه داشته باشد (قرآن ملائکه را بعنوان نماد عالم غيب معرفي مي کند) اعتقاد به کتاب آسماني وانبياء سلف داشته باشند و مال خود را ببخشد در حاليکه آنها را دوست دارد. مال خودرا به خويشان و يتيمان و مساکين و در راه مانده و سائل و در جهت آزاد کردن بردگان بدهد.اقامه نماز دارد و حقوق واجبه ديني را پرداخت کند و زمانيکه تعهد مي کند به عهدش وفادار و پايبند باشد و در فقر و تنگدستي و سختي و جنگ، صابر باشد. اينها کساني هستند که صادقانه ايمان آوردند و تقوا پيشگان هستند "

بِرّ به کسي مي گويند که اين 13 خصوصيت را داشته باشد. امام حسين (ع) خطاب به ياران مي فرمايند شما اينخصوصيات را  در حد اعلي داريد و اَبَرّهستيد.

در عزای ساکنان کربلا

بالاخره با عنایات خاصه اهل بیت توفیق چاپ کتاب مقتل در عزای ساکنان کربلا به پایان رسید و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت.

این کتاب در قطع رقعی و در 144 صفحه ویرایش شده و مورد تورق و تحسین استاد گرانقدر حجت الاسلام بندانی نیشابوری قرار گرفت.

از ویژگیهای این کتاب می توان به نوشتان به سبگ گفتاری آن اشاره نمود.

از دیگر خصوصیات این کتاب اینکه دارای مقتل عربی،مرثیه و نوحه به تفکیک هر شب از محرم می باشد.

فوق العاده کاربردی و مهندسی شده جهت خطبا و ذاکرین اهل بیت است خصوصا عزیزانی که چندین مجلس با مخاطبان تکراری دارند.

نکته : این کتاب خاص محرم نیست و در ایام مختلف سال قابل استفاده می باشد.

مرکز پخش : انتشارات چشمه اندیشه ( قم،پاساژ قدس،طبقه آخر،پلاک186/1،تلفن 09190493906)