ولایت،متضمن آزادی

  • اسلام می‌گوید: اگر شما واقعاً دنبال آزادی هستید، دنبال تضمین‌کنندۀ آزادی باشید. و این ولایت است که تضمین‌کنندۀ آزادی است. برخی می‌گویند: «ما خودمان می‌رویم و آزادی را به‌دست می‌آوریم و آزادی را برای جامعه تضمین می‌کنیم» در حالی که بدون ولایت نمی‌شود.
  • آنچه معادل مفهوم آزادی، بلکه بسیار عمیق‌تر و بدون آسیب‌تر از آن است، و تضمین‌کنندۀ آزادی است، ولایت است. و شما می‌دانید که ولایت در دین، رکن رکین است. نسبت ولایت با آزادی، نسبت صد است با ده(نه با نود!) شعار آزادی، حتی ده درصد آزادی واقعی را هم به ما نمی‌دهد.
  • استاد پناهیان

شرط ماندگاری انقلاب

شهید مطهری(ره) در 2 فصل که ماحصل 12 جلسه سخنرانی است، بحث می کند که انقلاب اسلامی در صورتی پایدار خواهد ماند که جبهه فرهنگی انقلاب اهل فکر باشند یعنی اهل ماهی گیری، نه ماهی خوری!

با این مثال شروع می کند که معلم آموختن را به من نیاموخت، به من گفت فکر کن. داستان امروز جهان این است که متفکرین در جهان کار می کنند و عالَم دست متفکرین است. شک نکنید دلیل توفیق اقتصادی یهود در جهان امروز ما که رئیس جمهور آمریکا مجبور است به او پوئَن بدهد که کارتل های اقتصادی بطور خاص دست یهود و صهیونیزم است، این است که این ها 300 سال فکر، تحلیل و بررسی کرده اند. شرایط جامعه را دیده، فکر کرده، پروژه نوشته، تحقیقات کرده و کار میدانی کرده اند.
اینکه می گویند فکر کردن بیشتر از ذکر خدا گفتن موثر است، چون خیلی وقت ها ذکر لقلقه زبانی ماست.

شمر زمانه را بشناس تا ولی شناس شوی

اساساً بنی‌امیه با آمریکا و اسرائیل از جهات متعددی شباهت دارند. انگار ماهیت مشترکی در تاریخ دارند. همه زیاده‌خواه هستند، انحصارطلب‌اند، می‌خواهند همه‌ی عالم را زیر سلطه‌ی خود و حزب خود داشته باشند، نه‌تنها با شیعه و شیعیان، بلکه با اسلام و انقلاب اسلامی دشمنی دارند، درصدد نابودی اسلام هستند، می‌خواهند فرهنگ و سبک زندگی مردم همان‌گونه‌ای باشد که آن‌ها می‌خواهند، برای مردم اهمیت قائل نیستند، به‌راحتی به حقوق مردم تجاوز می‌کنند، مردم را برده‌ی خود می‌پندارند و از قتل‌وغارتشان هیچ باکی ندارند و برنامه‌ریز، زیرک، تشکیلاتی و حزبی عمل می‌کنند. در این میان، تنها کسانی تا آخر در مسیر حق می‌مانند که تابع بی‌چون‌وچرای «ولی زمانه» باشند و رفتار و گفتار خود را با وی مطابقت دهند.

یک جرعه تفکر

روشنفکرنمایانی که مانند «دولتمردان قاجاری» سازش را تئوریزه می‌کنند، اگرچه نتوانستند مذاکرات را به سازش تبدیل کنند اما به دنبال بازکردن راه نفوذ نظام سلطه بر کشور هستند. امروز هم به دنبال سوءاستفاده از متن و حواشی آن هستند. مک‌دونالد نشد چیز دیگر، آن نشد این. این نشد آن تا که شاید به هدفشان برسند و رخنه را در داخل کشور ایجاد کنند. اخباری از این دست که به برخی از آن‌ها اشاره شد، بسیار هستند. اینجاست که هوشیاری برای مقابله با خط و برنامه‌ی جدید استکبار لازم است. هنوز تجربیاتی مانند سال ۸۸ از ذهن‌هایمان نرفته است که فرمود «مَن نامَ لَم یُنَم عَنه...» که دشمن بیدار است...

عقل معاش

عقل معاش، فقط به معناى پول در آوردن و پول خرج كردن نيست، كه چگونه پول در بياوريم، چگونه پول خرج كنيم؛ نه، همه‌ى اين عرصه‌ى وسيعى كه گفته شد، جزو عقل معاش است. در كتب حديثىِ اصيل و مهم ما ابوابى وجود دارد به نام «كتاب‌العشرة»؛ آن كتاب‌العشرة درباره‌ى همين چيزهاست. در خود قرآن كريم آيات فراوانى وجود دارد كه ناظر به اين چيزهاست.
خب، ميشود اين بخش را به منزله‌ى بخش نرم‌افزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سخت‌افزارى به حساب آورد. اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛

بيانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالى‌

1391/07/23

 

موفقیت در ایستادگی است

ایستادگی جمهوری اسلامی، مظهر عدالت‌خواهی امیرالمؤمنین است. آنچه ما ملت ایران و مسئولان بالخصوص بر عهده داریم، این است که این الگو را هرچه بیشتر به نمونه‌ی اصلی خود نزدیک و شبیه کنیم. در داخل کشور شعار «عدالت» را جدی باید گرفت؛ شعار «دینداری» را جدی باید گرفت؛ راه امیرالمؤمنین را جدی باید گرفت و همین است که میتواند ما را برای رسیدن به آرمانها و آرزوهای بلند ملت ایران کمک کند؛ کما اینکه خصوصیات امام بزرگوار ما در آن چیزهائی که پیشرفت جامعه و حیات جامعه‌ی اسلامی محتاج آن هست، شبیه خصوصیات امیرالمؤمنین بود؛ البته با فاصله‌ی مشخصی که بین آن قله‌ی عظیم با انسانهای معمولی هست. امام بزرگوار ما در راه حق و عدالت قائل به رودربایستی و ملاحظه‌ی این و آن و ترس و ضعف و عقب‌نشینی نبود؛ او هم همانطور که امیرالمؤمنین توصیه فرموده بود که: «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله»،از تنهائی نمیترسید؛ از اینکه تنها بماند، نمیترسید، واهمه نداشت؛ حق با اوست، پس خدا با اوست. با مجاهدت حرکت کرد، خدای متعال هم ملت ایران و ملتهای مسلمان را با او در دل و در جوارح همراه کرد و دیدید چه حرکت عظیمی به وجود آمد.                                         .                                                       بیانات مقام معظم رهبری۱۳۸۶/۰۵/۰۶

ولایت...

ولایت...

مقدمه :

مفهوم ولایت در اعتقادات دینی ما جایگاه ویژه ای دارد به گونه ای که در روایات، رکن رکین دین و مهم تر از سایر ارکان دین، مانند نماز، روزه، حج، زکات و ... شمرده شده؛ و شرط قبولی سایر اعمال نیز به حساب آمده است. این اهمیت تنها در دایره ی مباحث اعتقادی نیست؛ بلکه ولایت مهمترین عامل شکل گیری حوادث تاریخ اسلام نیز هست؛ به گونه ای که اصلی ترین عامل شکل گیری مظلومیت برای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و همچنین صد و بیست و چهار هزار پیامبر (علیهم و علی نبینا و آله السلام) در تاریخ شده است. این مسأله نه تنها در تاریخ اسلام نقش کلیدی داشته؛ بلکه به عنوان یک مبنای تاریخی قرار گرفته است. بر این اساس یک شکل نام گذاری مقاطع تاریخی، سرگذشت پادشاهان و رفت و آمد سرپرستان جوامع بشری بوده است؛ شکل دیگر مطالعه ی تمدن ها، بررسی حاکمیت ها و انواع حاکمانی است که بر جوامع بشری حکومت داشته اند.

برای تکلیف گرایان

به بهانه لا یکلف الله نفساً إلّا وسعها

بیش از هيجده سال پيش دستخط رهبر انقلاب در تجليل از ده‌ها عنوان كتاب دفاع مقدس منتشر شده و بسياري از آنها هنوز به چاپ دوم نرسيده است!
اكثريت قاطع نيروهاي فرهنگي كه فرياد
“اي رهبر آزاده، آماده‌ايم آماده”شان در فلك پيچيده است يك‌دهم رهبري كه ادعاي پيروي‌اش را دارند چهره‌ها و آثار و مراكز جبهه فرهنگي انقلاب را نمي‌شناسند. از نام بردن پنج هنرمند انقلاب عاجزند. گاه سال‌هاست ورق زدن كتابي را به ياد نمي‌آورند و با اين همه افسران جنگ نرم و در حال مبارزه با تهاجم “فرهنگي”اند!! دفترچه تلفني از اساتيد در جيب دارند كه هر از گاه همايشي در تبيين پلوراليزم و فمينيزم و سكولاريزم و صهيونيزم و‌ هاليوود و شيطان‌پرستي و فراماسونري و بهائيت و وهابيت برگزار كنند كه نكند از قافله مبازه با تهاجم فرهنگي عقب بمانند .

تا انتخابات ...

اصول انقلاب

اصول انقلاب امور سلیقه‌ای نیست که هرکه از یک گوشه‌ای در بیاید، سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول می‌رویم، می‌بینیم بیگانه‌ی از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسی است؛ رهنمودهای امام است؛ وصیت‌نامه‌ی امام است؛ سیاستهای کلی نظام است که در قانون اساسی معین شده است که این سیاستهای کلی بایست تدوین بشود. در این چهارچوب، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سلیقه عیب نیست، که حسن است؛ مضر نیست، که مفید و نافع است.

 این یک مطلب است که در میدان معارضات این‌چنینی، نظام با هیچ‌کس برخورد نمی‌کند. آنجایی که افراد در چهارچوب اصول رفتار کنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشند، آسایش جامعه را نخواهند به هم بزنند- از این کارهای خلافی که انجام می‌گیرد؛ دروغ‌پراکنی و شایعه- نظام هیچ‌گونه مسئله‌ای ندارد. مخالفینی هستند، نظراتی دارند، نظرات خودشان را بیان می‌کنند؛ نظام برخورد نمی‌کند. بنای نظام در اینجا، جذب حدّاکثری و دفع حد اقلی است. این، روش نظام است؛ این را همه توجه بکنند. آن کسانی هم که نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمی دارند، در این چهارچوب می‌توانند خودشان را مقایسه کنند. اگر کسی با مبانی نظام معارضه کند، با امنیت مردم مخالفت کند، نظام مجبور است در مقابل او بایستد.

مقام معظم رهبری،خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران 20/ 06/ 1388

تا انتخابات ...

ملاک انقلابی بودن

جوانهای امروز ما، جوانهای نسل معاصر ما و جوانهائی که در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهی است که احتیاج دارد به عزم، به ایمان، به ثبات قدم. بعضی این ثبات قدم را دارند، بعضی در بین راه برمی‌گردند؛ البته این‌ها به ضرر خودشان عمل می‌کنند؛ آن کسانی که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ می‌کنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام می‌شود؛ افطار می‌کنند.

 این مثل همان کسی است که از اولِ روز، روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر زمانی از ساعات روز باشد، ابطال روزه است. در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگی حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع می‌شود. این بی‌وفائی به انقلاب است. همیشه بودند کسانی که به انقلاب بی‌وفائی کردند، به انقلاب دل‌بستگی خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند. وصیت امام این است که جوان ما، مردم ما، نسلهای گوناگون ما، با چشم واقع‌بینانه نگاه کنند. اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابی بودن به حفظ رابطه‌ی خود و عمل خود و پیوستگی خود با انقلاب است.

بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1387

تا انتخابات ...

جعلی دانستن اسرائیل

یک عده قدرتمند که در رأس آن‌ها اول انگلیس بود، بعد هم آمریکا ملحق شد، دنباله‌روِ آن‌ها هم کشورهای غربی، آمده‌اند می‌گویند کشور فلسطین و ملت فلسطین باید حذف بشوند تا به جای آن، کشوری به نام اسرائیل و ملت جعلی‌ای به نام ملت اسرائیل به وجود بیاید. این یک حرف؛ یک حرف دیگر هم در مقابلش هست که حرف امام است؛ می‌گوید: نه، این واحد جعلی و تحمیلی باید حذف شود؛ به جای آن، ملت اصلی و کشور اصلی و واحد جغرافیائی اصلی سر کار بیاید.

از این دو حرف، کدام منطقی است؟ آن حرفی که متکی به سرنیزه و سرکوب است و می‌خواهد یک نظام سیاسی را، یک واحد جغرافیائیِ تاریخی را با چند هزار سال سابقه، به کلی از صحنه‌ی جغرافیا حذف کند، این منطقی است یا آن حرفی که می‌گوید نه، این واحد اصلی جغرافیائی باید بماند، آن واحد جعلی و تحمیلی باید از بین برود؟ امام این را می‌گفت. این منطقی‌ترین حرفی است که در باب اسرائیل غاصب و در باب مسئله‌ی فلسطین می‌شود گفت.

 امام این را گفت؛ صریح هم این را بیان کرد. حالا اگر کسی این حرف را به اشاره هم بیان کند، یک عده‌ای که مدعی خط امامند، می‌گویند آقا چرا این حرف گفته شد!؟ خوب، این حرف امام است؛ این منطق امام است؛ این منطق صحیح است؛ همه‌ی مسلمانان عالم، همه‌ی آزادگان عالم، ملتهای بی‌طرف باید این حرف را قبول کنند و بپذیرند. این، درست است. این، موضع امام است.

بیانات مقام معظم رهبری در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1389

تا انتخابات ...

پشتیبانی از ولی

به خدا قسم، مردم کوفه یزید رو دوست نداشتن، اونا از یزید متنفر بودن، مردم کوفه امیدی به یزید نداشتن که نسبت به اونا مهربون بشه، اونا هیچی از یزید نمی خواستن ولی بیچاره ها در راه یزید فداکاری کردن این خیلی بدتر از عذاب جهنمه. اما چرا فداکاری کردن در راه یزید؟

امام علی (علیه السلام) می گفت: بیاید در راه خدا جهاد کنید. ولی اونا سستی می کردن. اونها ملحد و کافر نبودن، سه تا جنگ تو رکاب حضرت حضور داشتن، پس مشکل کجابود؟

از واقعه کربلا و این سنت الهی(استبدال)معلوم می شه که اینها چون خوب پای رکاب علی نیامدن خدا اینگونه مجازاتشون کرد که این از عذاب جهنم بدتره.

خدا اونا رو به این مبتلا کرد که چون به ولی خدا کمک نکردن به عدو خدا خدمت کنن و دستشون به خون نوه عزیز پیامبر آغشته بشه.

تا انتخابات ...

ملاک حال فعلی افراد است

امام بارها فرمود، قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونی اشخاص باشد. گذشته‌ی اشخاص، مورد توجه نیست. گذشته مال آن وقتی است که حال فعلی معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسک کند و بگوید: خوب، قبلًا این‌جوری بوده، حالا هم لا بد همان جور است. اگر حال فعلی اشخاص در نقطه‌ی مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر کارائی ندارد...

بعضی‌ها با امام از پاریس تو هواپیما بودند و آمدند ایران؛ اما در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند! بعضی‌ها از دورانی که امام در نجف بود و بعد که به پاریس رفت، با ایشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار این‌ها، موضع‌گیری‌های این‌ها موجب شد که امام این‌ها را طرد کرد، از خودش دور کرد. میزان، وضعی است که امروز بنده دارم. اگر خدای نکرده نفس اماره و شیطان، راه را در مقابل من منحرف کردند، قضاوت چیز دیگری خواهد بود. مبنای نظام اسلامی این است و امام این‌جوری عمل کرد.

بیانات مقام معظم رهبری در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1389

تا انتخابات ...

دنباله روی خط امام

با این روشی که امام در پیش گرفته بود و در گفتار و کردار او منعکس بود، نمی‌شود انسان خود را در خط امام بداند، دنباله‌روِ امام بداند، اما با کسانی که صریحاً پرچم معارضه‌ی با امام و اسلام را بلند می‌کنند، خودش را در یک جبهه تعریف کند. نمی‌شود قبول کرد که آمریکا و انگلیس و سیا و موساد و سلطنت‌طلب و منافق بر روی یک محوری توافق کنند، حول یک محوری جمع بشوند، بعد آن محور باز ادعا کند که من خط امامم! این نمی‌شود، این قابل قبول نیست.نمی‌شود با هرکس و ناکسی ائتلاف کرد. باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعی می‌گیرند. اگر دیدیم مواضع ما جوری است که آمریکای مستکبر، صهیونیست غاصب، مزدوران قدرتهای گوناگون، مخالفین و معاندین امام و اسلام و انقلاب از ما تجلیل می‌کنند، احترام می‌کنند، بایستی در مواضعمان شک کنیم؛ باید بدانیم که راه درست و مستقیم را نمی‌رویم. این معیار است، این یک ملاک است. امام هم بارها بر همین تکیه می‌کرد. امام می‌فرمود - در نوشته‌جات امام وجود دارد، در اسناد قطعی فرمایشات امام این هست- که اگر از ما تعریف کردند، بدانیم که خیانت‌کاریم. این خیلی مهم است.

کسانی بیایند درست در خط مقابل امام حرکت کنند، در به اره‌ی مسئله‌ی قدس در روز قدس آن‌جور موضع‌گیری کنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بیاورند، بعد ما با کسانی که با اساس مبنای امام و حرکت امام صریحاً مخالفند، اظهار همراهی کنیم، خودمان را در کنار این‌ها قرار بدهیم و تعریف کنیم، یا در مقابل این‌ها سکوت کنیم؛ در عین حال بگوئیم ما دنباله‌روِ امامیم! این امکان ندارد، این قابل قبول نیست. ملت هم این را خوب فهمیدند. ملت این را می‌بیند، می‌داند، می‌شناسد، می‌فهمد.

بیانات مقام معظم رهبری در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1389

یادمان نرود

کجا باید برویم؟

مقصد از آغاز راه مشخص بوده است، تابلوهای راهنما در میان مسیر نصب شده‌اند، چراغ راهنماها بموقع و درست عمل می‌کنند کافی است پا در راه بگذاریم و گام بردایم. دو راهی را دنبال کنیم که پایانش شهر آرزوهاست و شوق و شورش برای به سلامت رسیدنمان به آنجا در باغبان از همه بیشتر است.

جایی که عزت هست، آزادگی و برابری هست، قدرت و اقتدار هست، ثروت هست و خدا نزدیک‌تر است.

کمال را باید جستجو کرد و رسیدن به آن بی‌راهبر نمی‌شود. از ابتدای صف تا انتهای صف چشمی باید به پرچمی که بر شانه راهنماست دوخته شود تا از راه نمانیم و در بیراه نرانیم تا آنگاه که پرچم بدست مهدی صاحب‌زمان برسد و ما در کنار وجود مبارکش آرام گیریم.

تا انتخابات ...

دم از امام می زنند اما...

امام بزرگوار، با همه‌ی وجود، از اسلام دم زد. امروز همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. کلمات امام، کلمات واضحی است؛ محکمات و بیّنات است. فرمایشات امام، هنوز در فضا طنین‌افکن است. وصیت‌نامه‌ی امام، میثاق همیشگی امام با امّت است. همه باید این کلمات را درست بفهمیم و بر آن تدبّر کنیم، تا راه امام را اشتباه نکنیم. کسانی که دم از امام می‌زنند، اما حاضر نیستند فکر امام و راه امام را بپذیرند و به آن تن بدهند، اشتباه می‌کنند.

بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع باشکوه عزاداران مراسم نهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1377

تا انتخابات...

                                برخلاف فکر امام در مساله حاکمیت

امام جمهوری اسلامی را در مقابل این طاغوتهای بشری به وجود آورد؛ اسلام را - که در دل اسلامیت، تکیه‌ی به مردم و رأی مردم و خواست مردم وجود دارد- معیار اصلی این نظام قرار داد. بنابراین جمهوری اسلامی، هم جمهوری است، یعنی متکی به آراء مردم است؛ هم اسلامی است، یعنی متکی به شریعت الهی است. این یک مدل نو است؛ این یکی از شاخصهای عمده‌ی در خط امام است. هرکسی در به اره‌ی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی برخلاف این فکر کند، برخلاف فکر امام است؛ مدعی نشود که او دنباله‌روِ امام است، در عین حال این فکر را دارد؛ نه، فکر امام این است. این واضح‌ترین خط از خطوط اندیشه‌ی امام است.

بیانات در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) 14/ 03/ 1389

انقلاب و فرزندانش...

آیا انقلاب فرزندان خود را می‌خُورد؟

زنگ اول

 

محمدحسین وزارتی در قالب پرونده کالبدشکافی پدیده ریزش‌ها و رویش‌ها از سری پرونده‌های منتشره توسط دفتر مقام معظم رهبری، گفتگویی را با حسین کچویان در آذر ماه ۱۳۸۸ انجام داده است که در ادامه متن آن را از نظر می‌گذرانید. لازم به ذکر است که غلامرضا جمشیدی‌ها، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیز مقاله‌ای تحت عنوان «امام و تئوری نسل‌ها» را در این پرونده منتشر کرده است.

(س)بعضی از افراد و گروه‌ها که به ارزش‌ها و باورهای خاصی اعتقاد داشته و حتی در مواقعی نسبت به آن وفاداری شدید و افراطی دارند، پس از چندی نسبت به آن باورها دچار تردید و به‌تدریج بی‌اعتقاد می‌شوند. از منظر جامعه‌شناسی این پدیده ناشی از چه عواملی است؟

برو به ادامه مطلب...

ادامه نوشته

اگر انقلابی عمل می کردیم ...

انقلابی عمل نکردیم

اگر انقلابى عملى شده بود، فتنه انگيزان به جاى خود مى‏نشستند. و اما اشتباهى كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابى عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاى فاسد، و دولت انقلابى و ارتش انقلابى و پاسداران انقلابى، هيچ يك از اينها عمل انقلابى نكردند و انقلابى نبودند. اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين‏ سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابى عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم، و رؤساى آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزبهاى فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم، و رؤساى آنها را به سزاى خودشان رسانده بوديم، و چوبه‏هاى دار را در ميدانهاى بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمتها پيش نمى‏آمد. من از پيشگاه خداى متعال و از پيشگاه ملت عزيز، عذر مى‏خواهم، خطاى خودمان را عذر مى خواهم. ما مردم انقلابى نبوديم، دولت ما انقلابى نيست، ارتش ما انقلابى نيست، ژاندارمرى ما انقلابى نيست، شهربانى ما انقلابى نيست، پاسداران ما هم انقلابى نيستند؛ من هم انقلابى نيستم. اگر ما انقلابى بوديم، اجازه نمى‏داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مى‏كرديم. تمام جبهه‏ها را ممنوع اعلام مى‏كرديم. يك حزب، و آن «حزب اللَّه»، حزب مستضعفين …  

صحيفه امام، ج‏9، ص: 282

امیرالمومنین هم ولی فقیه داشت؟؟؟

حذیفه و سلمان اولین و دومین ولی فقیه تاریخ اسلام

مكتب علوى

پیامبر بیشتر بر نقش ‏تعیین‏ كننده امام على(ع) در نهادینه ‏ساختن «ولایت‏» به ویژه از سال یازده ‏هجرى به بعد تاكید مى‏كردند تا كارهاى مذهبى فردى. امام على(ع) در ایجاد «ولایت فقهاء» در جامعه اسلامى كه بعد ازسالها جایگزین یك جامعه كفرزده و بت‏زده شده بود نقش مؤثرى داشت ودر نگارش نخستین كتابهاى روش زندگى در زمان پیامبر كه بعدها به‏«جفر»، «جامعه‏» یا «كتاب على(ع)» شهرت یافتند و احتیاجات مردم‏از پایه‏هاى نظام سیاسى گرفته تا حكم دیه و تاوان یك خراش در آن بیان‏شده بود، دست داشت. او پس از گردآورى كتاب خدا، كتابى براى همسرش،دختر پیامبر، تالیف فرمود كه نزد فرزندانش به «مصحف فاطمه‏» شهرت‏داشت. 

دوست داشتی برو به ادامه مطلب

ادامه نوشته

آیا رهبر مقتدر است؟

آيا اقتدار رهبري نسبت به اقتدار امام (ره) تضعيف شده است؟

در پاسخ به اين سوال بايد چند نكته را مورد توجه قرار دهيم:

1-      معناي اقتدار

2-      عوامل اقتدار امام خميني(ره)

3-      بررسي عوامل اقتدار در مقام معظم رهبري

 

دوست داشتی برو به ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

پای منبر ره بر 5

خاكريزهاتان را محكم كنيد

مراقب باشيد. مواظب باشيد و خاك‌ريزهايتان را محكم كنيد تا دشمن نتواند در سنگرهاى شما نفوذ كند. با اين روحيه‌ى ايمانى و استوار است كه مى‌توانيد شاخ استعمار را بشكنيد و اسلحه را از دستش بگيريد تا ملتتان بتواند نفسى بكشد، تا بتوانيد كشور را بسازيد، تا بتوانيد سطح زندگى را بالا ببريد، تا بتوانيد مشكلات و گره‌هايى را كه ميراث سال‌های دوران استعمار و سلطه‌ی اجانب است، از بين ببريد.

در اجتماع مردم مشهد و زائران امام ‌رضا(ع) در روز عيد فطر 1371/01/15

برا اونائیکه میخوان سر به تن این نظام نباشه ...

مدیریتی که نبود!

خانم مینو صمیمی منشی امور بین الملل فرح پهلوی در سالهای پایانی دهه پنجاه شمسی با سالها تجربه در برخورد با نظام اداری عصر پهلوی در خاطرات خود می نویسد:

بی نظمی و بهم ریختگی در شهرهای بزرگ که انباشته ازجمعیت شده بود،چنان سریع پیش می رفت که آثار آن در تمام زمینه های زندگی روزمره مردم به چشم می خورد و به همین جهت نیز هیچ کس واقعاً نمی توانست کار و کسب خود را جدی بگیرد.

تنها مشغولیت مقامات دولتی، درگیری با ماشین عظیم بروکراسی حاکم و رسیدگی به انبوه شکایت نامه هائی بود که سیل آسا به سویشان سرازیر می شد.

کارمندان جزء همان اندازه از اوضاع می نالیدند که ارباب رجوع ادارات،از سردرگمی و گرفتاری خود در دستگاه های دولتی رنج می کشیدند.

به طور کلی مردم عادی کشور در حالی نومید در همه جا دست و پا می زدند که واقعاً نمی دانستند چگونه می توانند خود را از آن وضع در هم ریخته نجات دهند.

در این میان ساواک، بی اعتنا به هرج و مرج حاکم بر سازمانهای دولتی، راه خود را می رفت و با قدر ت فراوان شرایط اختناق آمیز را اعمال می کرد.

مینو صمیمی.پشت پرده تخت طاووس،انتشارات اطلاعات،سال 1368. ص 202

به بهانه دهه فجر 4

خلاصه‏ ای از نوشته های

انقلاب اسلامی ايران‏و انقلابهای جهان

بعد از پيروزى انقلاب فرانسه، ابتدا ليبرالها (بورژواها) قدرت را به دست گرفتند. امّا پس از چندى توده مردم كه از وضع موجود ناراضى بودند به پاريس حمله كرده، ضمن اعدام لوئى شانزدهم قدرت را به دست گرفته و حكومت جمهورى تشكيل دادند. امّا سرانجام انقلاب فرانسه منجر به ديكتاتورى ناپلئون شد.

پس از پيروزى مرحله اوّل در انقلاب روسيه، ابتدا ليبرالها به قدرت رسيدند. آنها با اصلاحاتى كه انجام دادند باعث قدرت گرفتن انقلابيون تندرو به رهبرى لنين شدند. پس از مرگ لنين، كشور شوروى مدتى تحت حكومت ديكتاتورى و خشن استالين بود. ولى در اين مدت به پيشرفتهايى هم نايل آمد و پس از جنگ دوم تبديل به يك ابرقدرت شد. اما در نهايت در سال 1990 ميلادى فروپاشيد و پانزده كشور جديد تشكيل شد.

برخلاف كشورهاى فرانسه و روسيه، راديكالها و انقلابيون واقعى در چين پس از انقلاب به قدرت رسيدند. كشور چين از زمان انقلاب تا امروز تحت سيطره اين افراد دچار تحولات و دگرگونيهاى زيادى در سياستهاى داخلى و خارجى شده و به پيشرفتهايى هم نايل آمده است. آنها ضمن وفادار بودن به كمونيسم همچنان در مسند قدرت باقى هستند.

در الجزاير هم در پى انقلاب رهايى‏بخش آن كشور، انقلابيون تندرو قدرت را به دست گرفتند. اما اين رهبران در هنگام تدوين قانون اساسى آن كشور به رغم اين كه اكثريت مردم آن كشور مسلمان بودند، به سوسياليسم روى آوردند. از آن تاريخ، مدتها آتش نارضايتى سياسى و اجتماعى مردم در زير خاكستر باقى بود تا اين كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران و با الهام از انقلاب ايران، در جبهه نجات اسلامى شعله‏ور شد. اما با ابطال انتخابات و ناديده گرفتن رأى مردم، مجدداً آن كشور دچار بحران اجتماعى ديگرى شد كه تا امروز هم ادامه دارد.

پس از انقلاب اسلامى هم ابتدا ليبرالها بنا به تشخيص امام (ره) و مصلحت جامعه به قدرت رسيدند. امّا به دليل افكار ليبراليستى خود پس از مدتى ناچار به استعفا شده يا بركنار گرديدند. از آن تاريخ به بعد، مديريت سياسى كشور به دست وارثان اصلى خود يعنى حزب‏اللَّه افتاد و تا امروز بحمدالله با پيروزى كامل به پيش مى‏رود.

 

انقلاب اسلامی ايران‏

الف- حكومت ليبرالها

بعد از پيروزى انقلاب اسلامى هم ابتدا ليبرالها قدرت را به دست گرفتند. از اين جهت انقلاب اسلامى ايران با انقلابهاى فرانسه و روسيه داراى وجه مشترك مى‏باشد. با اين تفاوت كه انقلاب ايران يك انقلاب مردمى و سراسرى با يك رهبر واحد بود كه تمام شرايط رهبرى از نظر مشروعيت و مقبوليت لازم را داشت. امام امت (ره) ضمن آگاهى از ماهيت واقعى ليبرالها و با توجه به مصالح جامعه و عدم تجربه كار اجرايى رهبران روحانى انقلاب، حكم موقت نخست‏وزيرى مهدى بازرگان را كه داراى وظايف مشخص و محدود بود، صادر كرد. بازرگان به علت همان افكار ليبراليستى و سازشكارانه خود، همه افراد كابينه را از ميان همفكران خود انتخاب كرد و سياست گام به گام را در پيش گرفت. وى و همكاران او در دولت موقت چون فاقد روحيه و افكار انقلابى براى مديريت سياسى يك جامعه متحول شده بودند پس از مدت كوتاهى به علت تضادهاى اساسى با مردم و رهبرى انقلاب مجبور به استعفا شدند.

ب- به قدرت رسيدن انقلابيون‏

پس از استعفاى مهندس بازرگان، حاكميت نسبى ليبرالها از صحنه مديريت سياسى به پايان رسيد امّا آنها به طور كامل كنار نرفتند. آنها در بعضى از وزارتخانه‏ها، شوراى انقلاب و بعدها در مجلس خبرگان منتخب جهت تصويب قانون اساسى و در اولين مجلس شوراى اسلامى و رياست جمهورى بنى‏صدر و بعضى از پستهاى مهمّ كشور حضور داشتند. از اين رو تا مدت زيادى مديريت سياسى و اجرايى كشور به طور مشترك بين ليبرالها و انقلابيون واقعى و اصيل اداره مى‏شد. اما پس از عزل بنى‏صدر از فرماندهى كل قوا از سوى امام خمينى (ره) و رأى عدم كفايت سياسى او از طرف مجلس شوراى اسلامى و تأييد امام بزرگوار، حاكميت ليبرالها به طور كلى خاتمه يافت و رهبرى سياسى و اجرايى كشور به دست وارثان واقعى آن يعنى حزب‏اللَّه افتاد و از اين تاريخ بود كه دسيسه‏هاى داخلى و خارجى كه از قبل عليه انقلاب آغاز شده بود شدت گرفت.

از جمله اين توطئه‏ها جنگ تحميلى هشت ساله، فعاليت گروههاى مزدور بيگانه، ترور رهبران و دولتمردان انقلاب، كودتاها و درگيريهاى گروهها در گنبد، كردستان، بلوچستان، فشارهاى اقتصادى و تبليغاتى آمريكا، تحريم اقتصادى و سياسى و ... را مى‏توان نام برد. امّا به يارى خداوند متعال و با رهبرى الهى و پيامبرگونه حضرت امام (ره)و فداكاريها و ايثار امت مسلمان ايران همه اين توطئه‏ها يكى پس از ديگرى خنثى‏ شد و انقلاب اسلامى راه خود را به سوى هدفها و ارزشهاى الهى ادامه داد. پس از پايان جنگ تحميلى و رحلت جانگداز بنيانگذار فقيد انقلاب اسلامى، حضرت آيت‏اللَّه العظمى خامنه‏اى رهبرى انقلاب را در دوران حساس سازندگى به دست گرفته و آن را همانند مقتدايش با پيروزى و موفّقيّت كامل به پيش مى‏برند.

انقلاب برا ما چی کار کرده؟؟؟

دستاوردهاى انقلاب اسلامى

 

انقلاب اسلامى پديدهاى الهى و مبارك بود كه در اواخر قرن بيستم، جهان را به لرزه در آورد و نور اميد را در دل مسلمانان و مستضعفان عالم روشن كرد. اين انقلاب عظيم دستاوردهاى فراوانى در داخل و خارج از كشور داشت بطورى كه سالها طول مىكشد تا همه آثار و نتايج اين پديده الهى آشكار و مورد تحليل قرار گيرد. در اين درس گوشهاى از ابعاد وسيع آن مورد بررسى قرار مىگيرد.

برو به ادامه مطلب


ادامه نوشته

به بهانه دهه فجر 3

انقلاب اسلامی ایران و انقلابهای جهان

قسمت سوم

انقلاب الجزاير

الف- حاكميت گروههاى انقلابى‏

پس از خروج فرانسه از الجزاير و دستيابى به استقلال، كسانى كه در رأس نهضت استقلال‏طلبانه قرار داشتند به قدرت رسيدند. ابتدا «فرحت عباس» به عنوان رئيس‏جمهور برگزيده شد و احمد «بن بلّا» هم پست نخست‏وزيرى را اشغال نمود. وى اعضاى كابينه خود را از ميان افسران سابق نهضت مقاومت برگزيد. پس از اندكى «بن بلَّا» به مقام رياست جمهورى رسيد. اينان درصدد بودند تا جامعه نوين الجزاير را براساس اصول و مبانى سوسياليسم بنا كنند. بن بلا از سوسياليسم ماركسيستى طرفدارى مى‏كرد.

برو به ادامه مطلب


ادامه نوشته

به بهانه دهه فجر 2

انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان

قسمت دوم

انقلاب چين‏

الف- حاكميت گروههاى انقلابى‏

در چين برخلاف كشورهاى فرانسه و روسيه پس از پيروزى انقلاب، انقلابيون واقعى يا راديكالها كه همان كمونيستها به رهبرى مائو بودند قدرت را به دست گرفتند. علت اين كه ليبرالها در اين كشور نتوانستند قدرت را به دست گيرند اين بود كه انقلاب عليه خود آنها و حكومتشان بود. ملّى‏گرايان چين به رهبرى «سون يات سن» و «چيان كاى چك» كه گرايشهاى ليبرالى داشتند پس از انقلاب 1911 ميلادى قدرت را به دست گرفتند. آنها هر چند توانستند اصلاحات محدودى از قبيل صنعتى كردن كشور، حمل و نقل، ارتباطات، آموزش و رفاه عمومى انجام دهند، ولى همين اصلاحات جزئى و اندك هم بيشتر در شهرها صورت گرفت كه فقط اندكى از جمعيّت چين در آنها زندگى مى‏كرد و نه‏ تنها هيچ‏گونه پيشرفتى در وضع دهقانان كه بيشترين مقدار جمعيّت چين را تشكيل مى‏دادند، صورت نگرفت بلكه وضع آنها روز به روز بدتر مى‏شد. به همين جهت، حزب كمونيست با تكيه بر آنها حكومت ملى‏گرايان ليبرال را سرنگون كرده و خودش قدرت را به دست گرفت. لذا ليبرالها پس از انقلاب نمى‏توانستند جايگاهى داشته باشند چه برسد به اين كه قدرت را در دست گيرند.


ادامه نوشته

به بهانه دهه فجر

انقلاب اسلامى و انقلابهاى جهان        

انقلاب فرانسه

الف- حاكميت ليبرالها

بعد از پيروزى انقلاب فرانسه، ميانه‏روها (ليبرالها) كه شامل بورژواها و سلطنت‏طلبان بودند، قدرت را در دست گرفتند. توده مردم كه از وضع موجود در فرانسه ناراضى بودند، نقش مؤثرى در پيروزى انقلاب نداشتند. به همين دليل نتوانستند قدرت سياسى را بعد از انقلاب به دست گيرند. 

ادامه نوشته

صدای پای انقلاب می آید

دستاوردهاى انقلاب اسلامى

انقلاب اسلامى پديده‏اى الهى و مبارك بود كه در اواخر قرن بيستم، جهان را به لرزه در آورد و نور اميد را در دل مسلمانان و مستضعفان عالم روشن كرد. اين انقلاب عظيم دستاوردهاى فراوانى در داخل و خارج از كشور داشت بطورى كه سالها طول مى‏كشد تا همه آثار و نتايج اين پديده الهى آشكار و مورد تحليل قرار گيرد. در اين درس گوشه‏اى از ابعاد وسيع آن مورد بررسى قرار مى‏گيرد.

1- دستاوردهاى سياسى انقلاب اسلامى

الف- سياست داخلى

1- حاكميت اسلام برپايه ولايت فقيه: هدف اصلى و اساسى اديان الهى، رشد و تكامل بشر بر مبناى توحيد از طريق دعوت به مبارزه با كفر و شرك و الحاد بوده است.

قدرتهاى استكبارى جهان براى چپاول دسترنج توده‏هاى محروم نغمه «جدايى دين از سياست» را مطرح كردند و با اين توطئه توانستند بر جنبه‏هاى فكرى، فرهنگى، دينى و ملى جوامع اسلامى استيلا يافته، منابع مادى و ذخاير زير زمينى آنها را به غارت ببرند و عجز و يأس را بر جوامع اسلامى حاكم گردانند.

پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، بر چنين عقيده و نغمه‏اى خط بطلان كشيد و نهضت اسلام را تبديل به پديده‏اى منسجم و جهانى نمود.

امام خمينى (ره) در ادامه قيام خود، تنها به مبارزه با حكومتهاى غاصب و ضد اسلامى اكتفا نكرد بلكه به منظور ايجاد حاكميت الهى بر اساس موازين اسلام [در عمل‏] اصل مقدس «ولايت فقيه» را مطرح و زمام امور جامعه اسلامى را خود در دست گرفت و رهبرى سياسى- مذهبى را عينيت بخشيد و توانست چهره مخدوش جهان اسلام را اصلاح كرده، تأثير فوق العاده‏اى بر جهان اسلام و كشورهاى جهان سوم بگذارد.

2- سرنگونى استبداد 2500 ساله شاهنشاهى در ايران: يكى از افتخارات موهوم پادشاهان ايران، نظام كهن شاهنشاهى در ايران بود كه خاندان پهلوى نيز خود را وارث آن قلمداد مى‏كرد. اين خاندان براى از بين بردن فرهنگ اسلامى در كشور سعى مى‏كرد با هزينه‏هاى گزاف از اموال و منابع اين ملت ستمديده فرهنگ شاهنشاهى را جايگزين فرهنگ اسلام بنمايد به اين منظور جشنهاى متعددى از جمله جشنهاى 2500 ساله را آن هم با بدترين شكل فساد و فحشا برگزار كرد. تاريخ هجرى را به تاريخ شاهنشاهى تبديل كردند و تعويض نامها و نيز وضع قوانين غير دينى در صدد محو دين از جامعه اسلامى ايران برآمد، امام خمينى (ره)، پس از سقوط رژيم شاهنشاهى در اولين پيام خود به ملت شريف ايران فرمودند: من به اين پيروزى كه براى ملت ايران پيدا شده است تبريك مى‏گويم يك شاهنشاهى ظالم دو هزار و پانصد ساله را شما ملت ايران با مشت و با همتى بزرگ و ايمانى راسخ سرنگون كرديد و توجه به پشتيبانى‏هايى كه از او مى‏شد نكرديد.»

3- ارتقاى مشاركت سياسى و آگاهيهاى مردم: برگزارى انتخابات در جوامع انقلابى آنهم در اولين ماههاى بعد از انقلاب امرى دور از انتظار است، چرا كه با وجود توطئه‏هاى جهانى، ممكن است انتخابات آزاد باعث روى كار آمدن ضد انقلاب يا حداقل به دست گرفتن چند كرسى در مجلس شود. همچنين عدم برگزارى انتخابات نيز بهانه‏اى براى كوبيدن اين جوامع از طرف مجامع استعمارى مى‏شود. امام خمينى (ره) با آگاهيهاى فراوانى كه به مردم مى‏دادند و با اعتمادى كه به مردم داشتند، حاكميت بر سرنوشت مردم را به خودشان سپردند كه از جمله آنها انتخابات نظام جمهورى اسلامى، انتخابات قانون اساسى، انتخاب خبرگان، رياست جمهورى و نمايندگان مجلس را كه در همان سال اول انقلاب برگزار شد مى‏توان نام برد. اين كار غير مترقبه فقط و فقط به جهت حضور آگاهانه مردم در صحنه‏هاى متعدد انقلاب بوده است. امام خمينى (ره) با اشاره به اين دستاورد عظيم فرمودند: نقطه روشنى كه در اين اواخر عمر براى من اميد بخش است همين آگاهى و بيدارى نسل جوان و نهضت روشنفكران است كه با سرعت در حال رشد است.

4- كسب استقلال و آزادى: علت اصلى عقب ماندگى و بدبختى مردم مسلمان جهان در سرسپردگى و وابستگى حكومتهاى آنها به استكبار مى‏باشد و راه رهايى از اين بدبختى كسب استقلال مى‏باشد.

همان طورى كه درباره هر فرد مسأله استقلال و عدم استقلال مطرح است درباره جامعه نيز چنين مسأله‏اى در سطحى بسيار بالاتر مطرح است. با يك نگاه سطحى به نقشه سياسى جهان مشاهده مى‏شود كه بعضى از كشورها فرمانده هستند و بعضى فرمانبر. در كشور ما نيز قبل از انقلاب اين وضع حاكم بود. غرب و به خصوص آمريكا با تاراج منابع اقتصادى ما به شكلهاى گوناگون كشور ما را به صورت مستعمره درآورده بود بطورى كه در هيچ موردى ما به خود متكى نبوديم، ولى اين ملت تصميم گرفت با همتى مردانه قيد و بندهاى بندگى را پاره كند و استقلال سياسى، اقتصادى، علمى، فرهنگى و فكرى خودش را به دست آورد و خودش براى خودش فكر كند و تصميم بگيرد.

ب- سياست خارجى

1- اصل نه شرقى و نه غربى: از اصول مسلم و خدشه ناپذير حاكم بر سياست خارجى كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى به آن تصريح شده اصل «نه شرقى و نه غربى» است. زمانى كه جهان به دو بلوك شرق و غرب تقسيم شده بود و شاه نيز به عنوان يكى از مهره‏هاى اصلى آمريكا در خاورميانه، سياستهاى تجاوزگرانه غرب و بخصوص آمريكا را پياده مى‏كرد، بقيه كشورهاى مسلمان و جهان سوم نيز چاره‏اى نمى‏ديدند جز اينكه تحت سيطره يكى از دو قطب حاكم آن زمان قرار بگيرند. انقلاب اسلامى در چنين موقع حساسى با شعار نه شرقى نه غربى نظام سلطه در جهان را در هم شكست و در مقابل دشمنان چون كوهى استوار ايستاد و استقلال خود را حفظ كرد. امام راحل درباره اين سياست مى‏فرمايند: ما نه تحت حمايت آمريكا و نه تحت حمايت شوروى و نه تحت حمايت هيچ قدرتى نيستيم ... آن چيزى كه شما مى‏خواستيد جمهورى اسلامى بود. آن چيزى را كه شما مى‏خواستيد نه شرقى و نه غربى بود و اين حاصل است اين را حفظش كنيد.

2- تحقير آمريكا: جنايات و ستمگريهاى آمريكا نسبت به مردم ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب آن قدر زياد هست كه امام خمينى (ره) از آمريكا به عنوان شيطان بزرگ ياد مى‏كردند. به همين جهت مبارزه با اين غول استعمارگر همواره يكى از اصول عمده سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران در طول مبارزات ملت قهرمان ايران بوده است.

در طول نيم قرن گذشته هيچ حادثه‏اى به اندازه انقلاب اسلامى نتوانسته به حيثيت بين المللى آمريكا ضربه وارد كند. سقوط رژيم شاهنشاهى- كه به عنوان مدافع و حافظ منافع آمريكا در منطقه عمل مى‏كرد- اخراج دهها هزار كارشناس و مستشار آمريكايى از ايران، خروج از پيمان سنتو كه براى حفظ منافع آمريكا تشكيل شده بود، اشغال لانه جاسوسى و دستگيرى ديپلماتهاى جاسوس و دهها نمونه ديگر از جمله موارد تحقير آمريكاست. نامشروع اعلام كردن اسرائيل و به رسميت نشناختن مذاكرات صلح خاورميانه و اعلام مبارزه تا سرنگونى اين رژيم غاصب كه از حمايتهاى همه جانبه غرب و بخصوص آمريكا برخوردار است از ديگر محورهاى اصلى سياست خارجى جمهورى اسلامى به شمار مى‏رود. تا جايى كه حتى ورزشكاران ايرانى نيز حاضر به مصاف با ورزشكاران رژيم صهيونيستى در ميدانهاى ورزشى نيستند. مقابله علنى و آشكار آمريكا عليه انقلاب اسلامى ايران نتيجه اين ضربات پياپى است كه به حيثيت بين المللى آمريكا وارد شده است.

يكى ديگر از دستاوردهاى سياست خارجى جمهورى اسلامى، چرخش به سوى جهان عدم تعهد و حمايت از نهضتهاى آزاديبخش است.

2- دستاوردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى

الف- نفى مظاهر فرهنگى غرب و مقابله با تهاجم فرهنگى

استعمار نو شگردهاى خود را براى غارت اموال و منابع كشورهاى جهان سوم بر پايه سلطه فرهنگى استوار ساخته است. بيگانه ساختن مسلمانان از فرهنگ اصيل اسلامى از بارزترين توطئه‏هاى استعمارگران در تثبيت سلطه بر كشورهاى اسلامى بوده است.

امام خمينى (ره) با درك عميق از علل عقب ماندگى مسلمانان آنها را چنين مورد خطاب قرار مى‏دهد.

چنان غرب در نظر يك قشرى از اين ملت جلوه كرده است كه گمان مى‏كنيم غير از غرب، ديگر هيچ چيز نيست اين وابستگى فكرى، عقلى و مغزى غربى منشأ اكثر بدبختى‏هاى ملت‏ها و ملت ما نيز هست.

پس از انقلاب اسلامى، احياى فرهنگ اسلامى و ارزشهاى آن مورد توجه قرار گرفت و علاوه بر مراكز آموزشى كشور رسانه‏هاى گروهى اعم از صدا و سيما، روزنامه‏ها، مجلات و حتى سينما، تئاتر و ساير وسايل هنرى فرهنگى در جهت رشد فرهنگ جامعه اسلامى به كار گرفته شدند.

يكى از مظاهر بارز مقابله با تهاجم فرهنگى غرب، تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعى در ايران بود. شركتهاى چند مليتى با غارت منابع داخلى ما (اعم از نيروى كار، مواد اوليه ارزان و ...) فقر و تنگدستى را بر سراسر كشور ما گسترده بودند. در داخل كشور نيز مرفهين بى‏درد و وابسته به نظام طاغوت، سرمايه‏هاى كشور را در دست‏ داشتند. در اين كشور حاكميت سرمايه و سرمايه‏دارى برقرار بود. دستاورد انقلاب در اين زمينه دگرگون ساختن ملاكهاى برترى اجتماعى از بعد اقتصادى به تقوا بود. حضرت امام خمينى (ره) بارها با ذكر رنجهاى بيشمارى كه بر اقشار محروم اجتماع رفته اصرار داشتند كه بزرگترين افتخار در نظام اسلامى خدمت به محرومين است.

يكى ديگر از دستاوردهاى فرهنگى انقلاب، مشخص شدن جايگاه واقعى زن مسلمان در خانه و اجتماع بود. بر اساس خود باختگى فرهنگى و رواج ارزشهاى غربى در عصر پهلوى، هويّت اسلامى زن مسلمان ايرانى مورد تهديد واقع شده بود.

در جامعه به تدريج فرهنگ برهنگى و بى عفتى رواج مى‏يافت و از فعاليتهاى اجتماعى و مفيد زنان كاسته مى‏شد.

پس از انقلاب اسلامى جايگاه زن در جامعه اسلامى تبيين شد و همان گونه كه زنان در جريان انقلاب فعاليت داشتند پس از انقلاب به جايگاه واقعى كه مسؤوليت در برابر مصالح اجتماعى و سياسى جامعه و حضور فعال در صحنه‏هاى مختلف بود دست يافتند.

ب- عمومى شدن آموزش و ارتقاى سطح علمى جامعه

پيش از پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رغم هياهوهاى زيادى كه در تبليغ رشد فرهنگى كشور و مبارزه با بيسوادى مى‏شد درصد بسيار زيادى از مردم ايران حتى در شهرها بيسواد بودند. در نظام جمهورى اسلامى بخصوص پس از پايان جنگ نهضت مدرسه‏سازى و افزودن فضاى آموزشى به وسيله دولت رُشد شتابنده‏اى يافت بطورى كه هر ساله بيش از صد هزار متر مربع به فضاى آموزشى كشور اضافه مى‏گردد. نهضت سوادآموزى در با سواد كردن ميليونها نفر كه از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند موفقيت چشمگيرى داشته است. تعداد دانشجويان كه قبل از انقلاب 160 هزار نفر بودند. اكنون به بالاى يك ميليون نفر رسيده است كه اين آمار، نشان از رشد فرهنگى مردم و آموزش نيروهاى متخصص و مورد نياز كشور دارد.

در راستاى همين رشد فرهنگى، قدرت ابتكار و خلاقيت اقشار ملت به ثمر نشسته‏ بطورى كه جهان هر ساله شاهد پيروزيهاى نخبگان ايرانى در رشته‏هاى مختلف در سطوح جهانى است.

3- دستاوردهاى اقتصادى انقلاب اسلامى

الف- بازسازى اقتصاد تك محصولى

اقتصاد ايران در رژيم پهلوى نمونه كامل اضمحلال اقتصاد ملى كشورهاى جهان سوم در نظام سرمايه‏دارى بين الملل بود كشورى كه در اواخر عمر رژيم پهلوى با فروش بى‏دريغ نفت، تلاش داشت به معيارهاى رشد و توسعه غربى دست يابد. در همين راستا، كشاورزى ايران كه در گذشته نه چندان دور نيازهاى مردم را تأمين مى‏كرد در سايه واردات محو شد. و در پرتو حاكميت هزار فاميل، اقتصاد ايران به زايده نظام سرمايه‏دارى جهانى تبديل گشت ولى انقلاب اسلامى از همان روزهاى اول روح برابرى و نفى استثمار را در پيكر نيمه جان اقتصاد كشور دميد و هرچند جنگ تحميلى باعث شد كه مدتى اين برنامه به عقب بيفتد ولى پس از پايان جنگ طى دو برنامه 5 ساله با هماهنگى مردم و دولت سازندگى آغاز گرديد. حجم سازندگى در اين مدت كوتاه به حدى سريع بوده كه اعجاب جهانيان را بر انگيخته است. علاوه بر بازسازى خرابيهاى جنگ تحميلى كه يك نمونه كوچك آن از بين رفتن چندين شهر و صدها روستاى كشور را شامل مى‏شد، طرحهاى بزرگى اجرا شده كه از جمله تنها مى‏توان از مجتمع فولاد مباركه، فولاد اهواز، سد ساوه، سد مارون و سد پانزده خرداد و كارخانجات متعدد سيمان، نيروگاههاى مختلف برق، راه آهن بافق- بندر عباس و سرخس- مشهد- تجن، پروژه‏هاى مختلف در امور كشاورزى، صنعتى- پالايشگاهى، نفت و گاز و پتروشيمى و ... نام برد كه هركدام نياز به توضيح فراوان دارند. راه اندازى اين طرحها و همچنين طرحهايى كه تا پايان برنامه دوم توسعه به بهره‏بردارى مى‏رسد تا حد زيادى چهره مملكت ما را دگرگون مى‏كند. به ثمر رسيدن اين طرحها باعث مى‏گردد كشور ما از اقتصاد تك محصولى نجات يافته، صادرات غير نفتى افزايش يابد و ثروت كشور در مسير عدالت اجتماعى و توزيع عادلانه قرار گيرد.

4- دستاوردهاى نظامى انقلاب اسلامى

1- دفاع قهرمانانه در مقابل حملات رژيم بعث

پس از پيروزى انقلاب اسلامى استكبار جهانى و ايادى داخلى آن براى ساقط نمودن جمهورى اسلامى توطئه‏هاى فراوانى را به اجرا درآوردند كه همه اين توطئه‏ها به شكست انجاميد. از جمله اين توطئه‏ها مى‏توان از هجوم گسترده نظامى رژيم بعث عراق نام برد كه با دفاع قهرمانانه نيروهاى مسلح و مردم، نقش برآب شد و متجاوزان با خفت و خوارى بيرون رانده شدند. به رغم برترى فوق العاده نيروهاى مسلح ما اعم از ارتش، سپاه و بسيج از لحاظ فرماندهى، معنويت و روحيه و .. نسبت به دشمن متجاوز، ما نتوانستيم به اهداف كامل خود دست يابيم و دليل آن حمايت مستقيم غرب و شرق و كشورهاى منطقه بخصوص آمريكا از رژيم بعث بود. ولى به هر حال در طول تاريخ كشورمان اين اولين جنگى بود كه بر ما تحميل شد و لى در پايان آن، متجاوز با همه پشتوانه‏اى كه داشت نتوانست به ذره‏اى از اهدافش دست يابد. ضمن اينكه در پايان جنگ با اعلام دبيركل سازمان ملل مبنى بر متجاوز بودن رژيم بعث، پيروزى ايران در سطح جهانى به ثبوت رسيد. بهترين تحليل در مورد دستاورد جنگ تحميلى، از امام خمينى (ره) است كه فرمودند:

ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ايم. ما در جنگ پرده از چهره جهانخواران كنار زديم، ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ايم. ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‏ايم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم ... تنها در جنگ بود كه صنايع نظامى ما از رشد آن چنانى برخوردار شد و از همه مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق يافت.

2- تشكيل سپاه و بسيج

يكى از افتخارات انقلاب اسلامى تشكيل سپاه و بسيج به فرمان امام خمينى (ره) بود.

اين دو نهاد مقدس از بدو تشكيل درگير جنگهاى ناخواسته و تحميلى از سوى ابرقدرتها و مزدوران داخلى آنها در كردستان، خوزستان، سيستان و بلوچستان ... و در نهايت متجاوزين رژيم بعث عراق بودند و توانستند با اهداى خونِ پاكشان درخت انقلاب را آبيارى كنند و آن را از گزند ضد انقلاب محفوظ بدارند.

در سايه اين فداكاريها بود كه سپاه و بسيج در قلب امّت مسلمان بيش از پيش جاى گرفت و مظهرى از اخلاص و تعهد و ايثار شد. بطورى كه امام خمينى (ره) در ديدارهاى مختلف از آنها اين چنين ياد مى‏كردند:

من از سپاه راضى هستم و به هيچ وجه نظرم از شما بر نمى‏گردد. اگر سپاه نبود كشور هم نبود ....

اى كاش من هم يك پاسدار بودم!

بسيج لشكر مخلص خداست من همواره به خلوص و صفاى بسيجيان غبطه مى‏خورم و از خدا مى‏خواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجى‏ام. ... بسيج ميقات پا برهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى است كه تربيت يافتگان آن نام و نشان در گمنامى و بى نشانى گرفته‏اند.

3- خودكفايى نظامى

در حال حاضر بيشتر جنگ افزارهايى كه در ارتش و سپاه به كار گرفته مى‏شود ساخت كارخانجات داخل است. پيشرفتهاى قابل ملاحظه‏اى كه در توليد انواع موشكها، توپها، خمپاره‏اندازها، تهيه قطعات يدكى هليكوپترها و هواپيماها و سيستمهاى كنترل رادارى توسط ارتش، سپاه و وزارت دفاع صورت‏گرفته نمونه‏هاى روشنى از خودكفايى نظامى است.

علاوه بر توليد تجهيزات نظامى، كشورمان در حال حاضر از نظر تعمير و نگهدارى و مدرنيزه كردن سلاحهاى جنگى و آموزش افراد به مرز استقلال دفاعى رسيده بطورى كه مى‏توان گفت نيروهاى مسلح ايران در حال حاضر در رديف قويترين ارتشهاى دنيا قرار گرفته است.

5- دستاوردهاى جهانى انقلاب اسلامى

انقلاب اسلامى ايران علاوه بر دستاوردها و آثار ارزشمندى كه براى ملت ايران داشته است داراى ره‏آوردهاى بسيارى نيز براى همه محرومان و مستضعفان بوده است كه به خاطر محدوديت درس به تعدادى از آنها به صورت گذرا اشاره مى‏گردد.

1- تجديد حيات اسلام در جهان

مقام معظم رهبرى يكى از مهمترين دستاوردهاى انقلاب اسلامى را تجديد حيات اسلام در جهان خوانده و فرموده‏اند: على رغم گذشت بيش از يكصد و پنجاه سال از برنامه‏ريزى مدرن و همه جانبه عليه اسلام امروز در سراسر دنيا يك حركت عظيم اسلامى به وجود آمده است كه به موجب آن اسلام در آفريقا، آسيا و حتى در قلب اروپا حيات جديدى را باز يافته و مسلمانان به شخصيت و هويت واقعى خود پى برده‏اند.

ابعاد مختلف اين تجديد حيات را در ظهور جنبشهاى اسلامى از شرقى‏ترين نقاط آسيا تا آمريكا مى‏توان مشاهده كرد. اگر صدها هزار نفر در كنار كاخ سفيد شعار «الله اكبر» سر مى‏دهند و مركز شرك و ظلم جهانى را به لرزه در مى‏آورند به اعتراف دشمنان انقلاب اسلامى اين خودباورى از تأثيرات انقلاب اسلامى ايران است.

از ميان جنبشهاى اسلامى كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى شكل گرفتند مى‏توان از انتفاضه فلسطين، حزب الله لبنان، جبهه نجات اسلامى الجزاير، نهضت مسلمانان مصر، جبهه‏هاى اسلامى در سودان، كشمير، بحرين، عراق، تركيه، آذربايجان و ... نام برد كه با شعار الله اكبر عليه استكبار جهانى به پا خواسته‏اند.

پيامهاى امام خمينى (ره) به مسلمانان بخصوص در موسم حج كه خواستار وحدت مسلمانان در برابر استكبار جهانى بود باعث مى‏شد كه روح تازه‏اى در كالبد مسلمانان جهان دميده شود. در يكى از اين پيامها امام مى‏فرمايد: هان! اى مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطه ستمگران به پا خيزيد و دست اتحاد به هم دهيد و از اسلام و مقدرات خود دفاع كنيد و از هياهوى قدرتمندان نهراسيد كه اين قرن، به خواست خداوند قادر قرنِ غلبه مستضعفان بر مستكبران و حق بر باطل است.

به دنبال اين پيامهاى وحدت بخش بود كه بازگشت به تفكر دينى بخصوص دين اسلام آغاز شد. به عنوان نمونه چهل درصد از جمعيت پنج ميليونى مسلمانان امريكا به تازگى به اسلام گرويده‏اند و اگر اين روند ادامه يابد تا پايان قرن حاضر اسلام به عنوان دوّمين دين عمده در آمريكا تبديل خواهد شد.

گرايش شديد به دين يكى از دستاوردهاى انقلاب اسلامى در خارج ايران است. پس از انقلاب اسلامى صدها كتاب در مورد نقش مذهب در اجتماع و سياست به بازارهاى جهان آمده و بسيارى از دانشگاههاى جهان به تحقيق درباره مذهب پرداخته درحالى كه قبل از آن دين را افيون توده‏ها مى‏دانستند.

2- پيش بينى فروپاشى شوروى سابق

پيش بينى فروپاشى شوروى سابق را نيز بايد از دستاوردهاى انقلاب اسلامى شمرد.

در حالى كه هيچ يك از تحليل گران سياسى دنيا فروپاشى اين قدرت بزرگ را پيش بينى نمى‏كردند. امام خمينى (ره) با شناختى كه از قدرت اسلام داشتند اين پيش بينى دقيق را نمودند و در پيامى به رهبر شوروى سابق اعلام كردند كه صداى شكستن استخوانهاى كمونيسم به گوش مى‏رسد و از اين پس كمونيسم را بايد در موزه‏هاى تاريخ سياسى جهان بررسى كرد

صدور فرمان حضرت امام (ره) درباره سلمان رشدى مرتد بخاطر توهين به مقدسات اسلام يكى ديگر از دستاوردهاى انقلاب اسلامى ايران است. اين اقدام شجاعانه باعث تحقير شديد دنياى غرب و عزّت و سربلندى براى اسلام شد و رهبرى انقلاب ثابت‏ كردند كه هرجا به مقدسات مسلمانان توهين شود با همه توان و عليرغم اصول جارى حاكم بر روابط بين الملل در مقابل آن با تمام توان خواهند ايستاد.

دستاوردهاى ديگرى مانند گرايش زنان مسلمان به حجاب، بازگشت به خويشتن در بين مسلمانان، تلاش غرب براى شناخت اسلام و تشيع و .... نيز از جمله دستاوردهاى انقلاب در خارج از كشور است.