1- دستاوردهاى سياسى انقلاب اسلامى

الف- سياست داخلى

1- حاكميت اسلام برپايه ولايت فقيه: هدف اصلى و اساسى اديان الهى، رشد و تكامل بشر بر مبناى توحيد از طريق دعوت به مبارزه با كفر و شرك و الحاد بوده است.

قدرتهاى استكبارى جهان براى چپاول دسترنج تودههاى محروم نغمه «جدايى دين از سياست» را مطرح كردند و با اين توطئه توانستند بر جنبههاى فكرى، فرهنگى، دينى و ملى جوامع اسلامى استيلا يافته، منابع مادى و ذخاير زير زمينى آنها را به غارت ببرند و عجز و يأس را بر جوامع اسلامى حاكم گردانند.

پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، بر چنين عقيده و نغمهاى خط بطلان كشيد و نهضت اسلام را تبديل به پديدهاى منسجم و جهانى نمود.

امام خمينى (ره) در ادامه قيام خود، تنها به مبارزه با حكومتهاى غاصب و ضد اسلامى اكتفا نكرد بلكه به منظور ايجاد حاكميت الهى بر اساس موازين اسلام [در عمل] اصل مقدس «ولايت فقيه» را مطرح و زمام امور جامعه اسلامى را خود در دست گرفت و رهبرى سياسى- مذهبى را عينيت بخشيد و توانست چهره مخدوش جهان اسلام را اصلاح كرده، تأثير فوق العادهاى بر جهان اسلام و كشورهاى جهان سوم بگذارد.

2- سرنگونى استبداد 2500 ساله شاهنشاهى در ايران: يكى از افتخارات موهوم پادشاهان ايران، نظام كهن شاهنشاهى در ايران بود كه خاندان پهلوى نيز خود را وارث آن قلمداد مىكرد. اين خاندان براى از بين بردن فرهنگ اسلامى در كشور سعى مىكرد با هزينههاى گزاف از اموال و منابع اين ملت ستمديده فرهنگ شاهنشاهى را جايگزين فرهنگ اسلام بنمايد به اين منظور جشنهاى متعددى از جمله جشنهاى 2500 ساله را آن هم با بدترين شكل فساد و فحشا برگزار كرد. تاريخ هجرى را به تاريخ شاهنشاهى تبديل كردند و تعويض نامها و نيز وضع قوانين غير دينى در صدد محو دين از جامعه اسلامى ايران برآمد، امام خمينى (ره)، پس از سقوط رژيم شاهنشاهى در اولين پيام خود به ملت شريف ايران فرمودند: من به اين پيروزى كه براى ملت ايران پيدا شده است تبريك مىگويم يك شاهنشاهى ظالم دو هزار و پانصد ساله را شما ملت ايران با مشت و با همتى بزرگ و ايمانى راسخ سرنگون كرديد و توجه به پشتيبانىهايى كه از او مىشد نكرديد.»

3- ارتقاى مشاركت سياسى و آگاهيهاى مردم: برگزارى انتخابات در جوامع انقلابى آنهم در اولين ماههاى بعد از انقلاب امرى دور از انتظار است، چرا كه با وجود توطئههاى جهانى، ممكن است انتخابات آزاد باعث روى كار آمدن ضد انقلاب يا حداقل به دست گرفتن چند كرسى در مجلس شود. همچنين عدم برگزارى انتخابات نيز بهانهاى براى كوبيدن اين جوامع از طرف مجامع استعمارى مىشود. امام خمينى (ره) با آگاهيهاى فراوانى كه به مردم مىدادند و با اعتمادى كه به مردم داشتند، حاكميت بر سرنوشت مردم را به خودشان سپردند كه از جمله آنها انتخابات نظام جمهورى اسلامى، انتخابات قانون اساسى، انتخاب خبرگان، رياست جمهورى و نمايندگان مجلس را كه در همان سال اول انقلاب برگزار شد مىتوان نام برد. اين كار غير مترقبه فقط و فقط به جهت حضور آگاهانه مردم در صحنههاى متعدد انقلاب بوده است. امام خمينى (ره) با اشاره به اين دستاورد عظيم فرمودند: نقطه روشنى كه در اين اواخر عمر براى من اميد بخش است همين آگاهى و بيدارى نسل جوان و نهضت روشنفكران است كه با سرعت در حال رشد است.

4- كسب استقلال و آزادى: علت اصلى عقب ماندگى و بدبختى مردم مسلمان جهان در سرسپردگى و وابستگى حكومتهاى آنها به استكبار مىباشد و راه رهايى از اين بدبختى كسب استقلال مىباشد.

همان طورى كه درباره هر فرد مسأله استقلال و عدم استقلال مطرح است درباره جامعه نيز چنين مسألهاى در سطحى بسيار بالاتر مطرح است. با يك نگاه سطحى به نقشه سياسى جهان مشاهده مىشود كه بعضى از كشورها فرمانده هستند و بعضى فرمانبر. در كشور ما نيز قبل از انقلاب اين وضع حاكم بود. غرب و به خصوص آمريكا با تاراج منابع اقتصادى ما به شكلهاى گوناگون كشور ما را به صورت مستعمره درآورده بود بطورى كه در هيچ موردى ما به خود متكى نبوديم، ولى اين ملت تصميم گرفت با همتى مردانه قيد و بندهاى بندگى را پاره كند و استقلال سياسى، اقتصادى، علمى، فرهنگى و فكرى خودش را به دست آورد و خودش براى خودش فكر كند و تصميم بگيرد.

ب- سياست خارجى

1- اصل نه شرقى و نه غربى: از اصول مسلم و خدشه ناپذير حاكم بر سياست خارجى كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى به آن تصريح شده اصل «نه شرقى و نه غربى» است. زمانى كه جهان به دو بلوك شرق و غرب تقسيم شده بود و شاه نيز به عنوان يكى از مهرههاى اصلى آمريكا در خاورميانه، سياستهاى تجاوزگرانه غرب و بخصوص آمريكا را پياده مىكرد، بقيه كشورهاى مسلمان و جهان سوم نيز چارهاى نمىديدند جز اينكه تحت سيطره يكى از دو قطب حاكم آن زمان قرار بگيرند. انقلاب اسلامى در چنين موقع حساسى با شعار نه شرقى نه غربى نظام سلطه در جهان را در هم شكست و در مقابل دشمنان چون كوهى استوار ايستاد و استقلال خود را حفظ كرد. امام راحل درباره اين سياست مىفرمايند: ما نه تحت حمايت آمريكا و نه تحت حمايت شوروى و نه تحت حمايت هيچ قدرتى نيستيم ... آن چيزى كه شما مىخواستيد جمهورى اسلامى بود. آن چيزى را كه شما مىخواستيد نه شرقى و نه غربى بود و اين حاصل است اين را حفظش كنيد.

2- تحقير آمريكا: جنايات و ستمگريهاى آمريكا نسبت به مردم ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب آن قدر زياد هست كه امام خمينى (ره) از آمريكا به عنوان شيطان بزرگ ياد مىكردند. به همين جهت مبارزه با اين غول استعمارگر همواره يكى از اصول عمده سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران در طول مبارزات ملت قهرمان ايران بوده است.

در طول نيم قرن گذشته هيچ حادثهاى به اندازه انقلاب اسلامى نتوانسته به حيثيت بين المللى آمريكا ضربه وارد كند. سقوط رژيم شاهنشاهى- كه به عنوان مدافع و حافظ منافع آمريكا در منطقه عمل مىكرد- اخراج دهها هزار كارشناس و مستشار آمريكايى از ايران، خروج از پيمان سنتو كه براى حفظ منافع آمريكا تشكيل شده بود، اشغال لانه جاسوسى و دستگيرى ديپلماتهاى جاسوس و دهها نمونه ديگر از جمله موارد تحقير آمريكاست. نامشروع اعلام كردن اسرائيل و به رسميت نشناختن مذاكرات صلح خاورميانه و اعلام مبارزه تا سرنگونى اين رژيم غاصب كه از حمايتهاى همه جانبه غرب و بخصوص آمريكا برخوردار است از ديگر محورهاى اصلى سياست خارجى جمهورى اسلامى به شمار مىرود. تا جايى كه حتى ورزشكاران ايرانى نيز حاضر به مصاف با ورزشكاران رژيم صهيونيستى در ميدانهاى ورزشى نيستند. مقابله علنى و آشكار آمريكا عليه انقلاب اسلامى ايران نتيجه اين ضربات پياپى است كه به حيثيت بين المللى آمريكا وارد شده است.

يكى ديگر از دستاوردهاى سياست خارجى جمهورى اسلامى، چرخش به سوى جهان عدم تعهد و حمايت از نهضتهاى آزاديبخش است.

ادامه دارد...